سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سلام خوش آمدید

سقوطی که معجزه شد

دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰، ۰۷:۵۹ ب.ظ

دانلود موریک

انگشت اشاره‌اش رو به شیشه‌ی سرد و بخار کرده کشید و باهاش رد قطره‌ی آب رو روی شیشه دنبال کرد.

نور ها،چراِغ برج های بزرگ و ماشین ها از اینجا،پشت این شیشه‌ی بخار کرده‌ محو به نظر میرسدن و کوچک

با انگشتش قطره‌ی دیگه ای رو دنبال کرد،دست هاش از سردی شیشه خیس و تَر شده بودن..

صدای بوق از کوچیک دستگاه‌های بیشمار داخل اتاق،توی سرش ارکست بی رحمانه ای به وجود اورده بودن.

این یه جنگ بود،جنگ بین صدا ها و قلبش

اگه برای لحظه ای این صدا روی یک خط صاف حرکت میکرد و یکنواخت توی اتاق میپیچید،اونوقت این ضربان قلب خودش میبود که از حرکت می‌ایستاد!

جنگ بی رحمانه ای بود.

قطره اشک سمجی رو از گوشه چشمش پاک کرد و به انسانی که بدن نحیفش زیر ملحفه های سفید مخفی شده بود و چندین دستگاه بالای سرش مشغول نگه داشتنش روی این زمین بودن نگاه میکرد.

دست های سفید و لاغرش پر بودن از از سوراخ هایی که سوزن سرم ها اونارو ایجاد کرده بودن. 

ماسک اکسیژن روی صورتش اجازه نمیداد بتونه خوب به چهره‌اش دید داشته باشه و فقط چشم های بسته‌اش در معرض دید بود..

چشم هاش رو به آرومی بسته بود؛انقدر آروم که اون میترسید نکنه یوقت خیال باز شدن نداشته باشن؟!

نکنه چشم های روشنش به این تاریکی و بسته بودن عادت کرده باشن؟!

نکنه یه وقت دیگه دلش نخواد اونارو باز کنه و با ستاره های داخل چشم هاش بهش نگاه کنه؟

قطره‌ اشک مزاحم دیگه ای رو از زیر پلک هاش محو کرد.

از روی صندلی چرم مشکی ای که روش نشسته بود بلند شد و  کنارش روی صندلی دیگه ای نشست.

دست های لرزونش رو به سمت دست  رنگ پریده‌اش برد و با گرفتنش نفس آسوده ای سر داد..دست هاش هنوز گرمای رضایت بخشی داشتن و این باعث میشد کمتر بترسه.

انگشت شستش رو دایره وار روی پشت دستش میکشید و به صورت کوچکش که پشت ماسک اسکیژن گم شده بود نگاه میکرد.

نگاهش رو به مانیتور دستگاهی که ضربان قلب عزیز ترینش رو به نمایش میزاشت داد؛انگار داشت به اون خط هایی که مدام بالا و پایین میشدن التماس میکرد تا هرگز هوس صاف شدن و تبدیل به یه خط ساده شدن رو نکنن و تا ابد بالا و پایین بشن!

گوش هاش صدای بوق دستگاه رو میشنید؛انگار گوش هاش هم توی این لحظات به همه‌ی دنیا التماس میکردن که تا ابد این بوق ها آروم نواخته بشن و شروع به فریاد زدن نکنن!

دست هاش به دست های لطیفی که نوازش میکرد التماس میکرد تا هرگز سرد نشن و تا ابد گرم بمونن.

چشم هاش به پلک های روبه روش التماس میکردن تا بالاخره هوس باز شدن بکنن..
باز بشن تا خورشیدی که یک ماه بود براش غروب کرده بود دوباره یادش بیاد طلوع کنه.
به لب های مقابلش التماس میکرد تا باز بشن و دوباره کلمه‌ای به زبون بیارن تا دوباره یادش بیاد صدایی توی این دنیا وجود داره!صدای نجوا های انسانی که حالا بدن بی جونش روی این تخت خوابیده بود.
از وجب به وجب این اتاق نفرت داشت و به تک تک اون دستگاه ها و سرم ها حسادت میکرد که چرا جون عزیز ترین کسش به تک تکشون بستگی داره!
سرش رو پایین انداخت و لب هاشو بهم فشرد..وقتی متوجه‌ ریختن چند قطره‌‌ی خیس روی لباسش شد فهمید که مقاومت چشم هاش شکسته شدن..
دلش شاید برای آروم گرفتن فقط یک معجزه میخواست،یکی از همون معجزه هایی که مادرش در کودکی ازشون براش میگفت.
معجزه هایی که مثل یه تیر داخل تاریکی پرتاب میشن
تاریکی داشت روحش و زندگیش رو ازش میگرفت،پس چرا اون تیر پرتاب نمیشد و به جای اون فقط تیر هایی سمی به سمت قلبش پرتاب میشدن؟!
از جاش بلند شد و بعد از بوسیدن دست های سردش اتاق رو ترک کرد.
دوباره صدای دکتر ها تو سرش اکو میشد..
_مریض شما تنها ۱ درصد احتمال برگشتن داره..متأسفم
قدم هاش رو محکم تر روی سرامیک های کف سالن میکوبید و دست هاش رو مشت میکرد.
از خروجی بیمارستان خارج شد و چشم هاشو روی هم فشرد تا بار دیگه از باریدنشون جلوگیری کنه..
بارون مثل شلاقی محکم به تنش میخورد،موهاش خیس شده بودن و لباسش هم به تنش چسبیده بود.
سریعتر قدم برداشت و به پله های آهنی ای رسید که به پشت بوم یک ساختمون میرسیدن..
ازشون یکی یکی بالا رفت و به بلد ترین نقطه ساختمون رسید.
از اینجا تقریبا نصف شهر مشخص بود..و بارون میتونست بی رحمانه تر هدف قرارش بده.
چشم هاش رو باز کرد و عطسه ای کرد؛بی شک سرما خورده بود و بدنش می‌لرزید..
با بغض و فشاری که توی قفسه‌ی سینه‌اش حس میکرد رو به آسمون فریاد زد:
_تو..کسی هستی که میخوای ازم هرچیزی که دوست دارم رو بگیری و من مثل یه احمق فقط میتونم به نمایشی که برام راه انداختی نگاه کنم و یه جا باییستم و نشونت بدم که چقدر  ناتوانم برای نگه داشتن همه چیز.‌
قدمی به جلو برداشت و با صدایی گرفته بلندتر فریاد زد:
_همه چیز سقوط می‌کنه و من فقط میتونم تماشا کنم..
لحنش رو آرومتر کرد و قدم دیگه ای برداشت،حالا تقریبا به لبه‌ی پشت بوم رسیده بود.

_اما میدونی..این بار منم میخوام سقوط کنم!قبل از اینکه یه سقوط دیگه رو تماشا کنم چون‌ تو هرگز منو نمیبینی
دست هاش رو باز کرد و در آستانه‌ی رها کردن خودش بود..رها شدن برای فرار کردن..شاید هم فرار برای رها شدن؟
خودش رو قدمی جلوتر برد که زنگ تلفنش به صدا در اومد.
با خشم دندون هاشو بهم سایید و تلفن رو از توی جیب پالتوش در اورد و دست های خیسش رو روش کشید و تماس رو جواب داد:
_چی..
زنی با صدایی بلند از پشت خط حرفش رو قطع کرد:
_سلام..خواستم بهتون اطلاع بدم که سریعتر خودتون رو به بیمارستان برسونید،مریضتون به هوش اومدن!لطفا سریعتر خودتون رو برسونید..
و صدای بوقی که از قطع شدن تماس کوتاهش خبر میداد تنها چیزی بود که به گوش میرسید و توی گوشش می‌پیچید..
مثل یک مجسمه خشک شده بود و آب از موهاش میچکید
پاهاش،دست هاش،لب هاش،چشم هاش و کل وجودش میلرزیدن...این بار لرزشی نه از سر ترس
بلکه از سر شادی..!
سرش رو سمت آسمون چرخوند و لبخند خسته ای روی لبش جا خوش کرد..
_تو..
بغضش رو کنترل کرد و ادامه داد:
_فکر میکردم..من فقط فک می‌کردم..کور شدی و دیگه چیزی نمیبینی!
از روی لبه‌ی بام فاصله گرفت و پله هارو تند تند پایین رفت...
داخل ذهنش پر از فکر بود..فکر به نجات یافتن دو سقوط دیگه
و پرتاب شدن تیری که این بار زهرآگین نبود و لباس یک معجزه رو پوشیده بود!
این بار این داستانی تلخ نبود.داستان سقوط هایی شد که پرواز کردند

null

+و منی که مثلا..برنامه ریزی کرده بودم امروز گشاد نباشم و کارامو سر ساعت بکنم ولی تهش فقط نشستم فیلمی که معلم فرستاد رو نگاه کردم

این برنامه‌ای بود که ریخته بودم برای امروز..ولی فقط مورد اول درست انجام شد،که تازه اونم خیلی درست انجام نشد!

من چم شده؟!

پ.ن:مرسی که به دست خط خرچنگ قورباغه‌ام دقت نمیکنید..میشه دقت نکنید؟!

 

  • Astral

نظرات (۵۱)

  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • دست خطت مینیماله...دوسش دارمممممممم

    پاسخ:
    آنیما عزیزم من دارم میگم‌ حالم از دست خطم داره بهم میخوره بعد تو دوسش داری؟
    با من شوخی نکننن
  • 𝐊.𝐡𝐚𝐧𝐨𝐥.. ..
  • فاعک..میشه با متنت ازدواج کنم؟

    پاسخ:
    آره چرا نشه؟!
    شمارو رسما زن و شوهر اعلام میکنم🤝
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • مم حالم از دست خطم بهم میخوره ولی همه دبیرام عاشق دست خطمن:|

    پس حرف نزن اوما💔

    پاسخ:
    این یه بیماریه فکر کنم هممون داریم که یا از قیافه هامون بدمون میاد یا کلا یه سری چیزامون ولی بقیه دوسشون دارن:|
    برای مثال من از صدام متنفرررر بودم ولی معلم فارسیمون گفت صدام خیلی جذابه و من موندم و پشم هایی که دیگه هرگز رشد نکردن..
    چشم اسکیوز می:"🤝
  • 𝐊.𝐡𝐚𝐧𝐨𝐥.. ..
  • مرسی TT

     

    با انیما موافقم:"

    دست خطتت خیلی خوبه مال منو بزاری زیر افتاب درمیرنXD

    پاسخ:
    من یه طوریم هروقت میخوام خوش خط بنویسم بدتر ریده میشه به خطم و الانم اینطوری شدش ولی یکم امیدوار شدم به خودم شاید..
    توعم پس حتما دست خطت خیلی خوبه که اینطوری فکر میکنی
    همیشه بر عکس فکر می‌کنیمXD
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • دقیقا

    یه سریا به من میگن خوشگلم در حالی ک خودم و خانوادم معتقیدم من جز ی موجود بدقواره چیزی نیستم:/ 

    صدامم میگن واسه دکلمه و ... قشنگه ولی من ازش نفرت کامل دارم:|

    افرین:"😹

    پاسخ:
    یه بار یه عکسی گذاشته بودی تقریبا نصف صورتت و چشمات معلوم بودن و واقعا خوشگل بودی آنیما مخصوصا چشمات،خیلی خیلی ناز بودن
    هممون این مشکلات رو داریم بابا.. من یه نفرو ندیدم فکر نکنه که زشته😐😂
    صداتم ک گوه مخور دارلینگ چون خیلییی قشنگه
    من اگه بخوام با این صدام آهنگ بخونم سم‌ترین سم دنیارو تولید میکنم ولی تو وقتی میخونی واقعا خوب میشن
    فقط یکم کار داره صدات برا خوانندگی 
    وگرنه خیلی هم خوشگله

  • 𝐊.𝐡𝐚𝐧𝐨𝐥.. ..
  • وای شت منممم😂😂

    نه مال من واقعا بده همه میگن😂

    پاسخ:
    یه بار یه نمونه بزار وبت از خطت ببینم چی به چیه پس😐💔😂

    معمولا از اینکه توی داستانا معجزه رخ بده و همه چی خوب بشه بدم میاد اما...

    خوشحالم که توی داستان تو معجزه اتفاق افتاد، خوشحالم که چشماشو باز کرد :""")

    +

    موزیک پست هم که بسی زیبا~~

    پاسخ:
    من میخواستم معجزه ای رخ نده اولش و میخواستم بکشم اون بدبخت رو ولی دلم نیومد و گفتم بزار اینطوریش کنم...
    من با پایان های تلخ میونه خوبی ندارم:")
    +
    من عاااشق این آهنگم‌ اصلا..
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • نچ.. نچ.. نچ هم زشتم هم صدام زشته سکوت کن :/ عه جدن تو عکس کاملمو ندیدی؟:" 

    پاسخ:
    میخوای قهر کنم اومات نشم دیگههه؟میخوای بزنمت؟میخوای برم به دامادم بگم تنبیهت کنههه؟میخوای قهر کنم کلااا؟
    نچ:"""
    موخام ببینم:"
  • 𝐊.𝐡𝐚𝐧𝐨𝐥.. ..
  • میزارم ولی اگ تونستی بخونی اسممو عوض میکنم😂

    من بعضی وقتا خودمم نمیفهمم چی نوشتم😂

    پاسخ:
    حالا تو بزار ببینیم چی پیش میاد😂😂
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • به دامادت بگی چجوری تنبیهم کنی؟:" کاری نمیکنه:" 

    نههه اومام باششش

    دستت زور نداره بزن کیوت*-*

    عه بزا بیام خ پس

    پاسخ:
    میگم کارای بد بد کنه هااا
    اگه میخوای باشم دیگه شکر نخور دخترم آفرین
    عع؟هر آدمی کیوته دستش زور نداره؟وقتی زدم فلج شدی بت میگم
    بیا خ عزیزم
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • نمیکنه..دلش نمیاد..* همه پسرا از خداشونه  ولی..*

    فرار میکنم اصن از دستش یه جا قایم میشم

    وای پارهههه فلجججج

    پاسخ:
    چه روحیه لطیفی داره دامادم🥲🥺😂
    وقتی بهش بگم ب خودت اینطوری گفتی دیگه دلش میاد بی شک
    پیدات میکنه بی شک
    والا..میخوای امتحان کنیم؟
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • به جاش دخترت مث سگ پاچه میگیره🥲💔

    آره وقتی ب خودم حرف میزنم عصبی میشه همیشه میگه گوه نخور... جر

    پیدام نمیکنه من کوچولو ام یه جایی قایم میشم...

    نچ😂

    پاسخ:
    اومای خودتم همینه🙂💔😂
    پس یه بار دیگع زر بزن تا برم بهش بگم!
    بلاخره ک چی؟بلاخره ک پیدا میشی و از اونجا میای بیرون..
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • جر اوما تو ک مهربونی * همه همیشه به خودمم همینو میگن ولی نمیدونن من واسه نیما یه سگی بیشتر نیستم*

    برو بگو مهم نیس..چون نمیتونه منو پیدا کنه

    همیشه اینجور مواقع اونم میگه بلاخره که میای بیرون :| چرا انقد مث اون حرف میزنی میدونی قراره چکار کنه:|💔💔💔

    پاسخ:
    آره ولی خب تو واقعیت و در ظاهر خیلی سگم(ولی میدونستی آدمای سگ مهربون ترن؟زود دلشون ب رحم میاد و زودم پشیمون میشن و تازه جذاب ترم هستن)
    میبینیم..
    خو راست میگه دیگههه
    بلاخره ک بیرون میای!
    دامادمه عزیزم داماااد
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • *حرفتو کامللللل قبول دارممم* 

    نچ..نمیبینید 

    اصن به فرض بیام بیرون

    میخواد دقیقا چکار کنه؟ بم سواری بده؟:| هیچکاری نمیتونه بکنهههه

    اخه هیچکدوم از اوماهام بش نمیگن دامادشون این ۱.. دو اصن واسشون مهم نیس بین ما چی میگذره ، ۳ اینکه هیچکدوم نمیشناسنش ولی تو حتی باش حرفم نزدی ولی کامل میشناسیش پشمام:|

    پاسخ:
    من همیشه حق میگم!!
    وقتی ب فاکت داد میفهمی 
    فقط کاش میتونستم اونجا باشم بخندم بهتتتت 
    ولی خو من میگم چون دامادمه 
    و تاحالا داماد نداشتم ذوق دارممم:""
    ولی برا من مهمه
    البته خب نمیشه گفت کامل میشناسمش ولی نمیدونم چرا حس میکنم پسر ب شدتتتت منطقی و خوبیه:"
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • یهههه...چق خوبه اونروز توی وبای بروز شده پیدات کردم..چق خوبه خجالتمو کنار گذاشتم اومدم دوست شدیم و واست قالب زدم..عررر😭😂

    به فاکم بده؟ ریلی؟ نچ..نیما بچه ی خوبیه از اینکارا نمیکنه* بمولا یه ددی فاکر اعظمیه دارم چاخان میکنم💔*

    بم بخندییی؟ به چیم بخندی؟ ههه من ک بیرون نمیااااممم اگه هم بیام کاری نمیکنه تمااامم..

    عه عرررر *-*

    به شدتتتت منطقی و واقع بین و درونگراس :">

    پاسخ:
    و چقدر خوبه منم پست گذاشتم یکی بیاد کمکم کنه و تو اومدی و چقدر خوبه ک اونروز ریدم ب قالبم😭😂
    عزیزم حضرت علی هم با اون پاکیش با زنش از این کارا میکرد بیا برو منو سیاه نکن..
    به به فاک رفتنت و تنبیه شدنت😈😂
    آها ینی تا آخر عمرت میخوای اونجا بمونی؟!!
    حالا میبینیم..میبینیمممممم 
    پس ب شدت پسر خوبیه
    خدایا شکرت بابت این داماااد
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • یعنی حتی نمیشناختمت..یه نگا به پستات انداختم گفتم عر چ شخصیت جالبی داره برم کمکش کنم گنا داره..و این شد ک اون قالب بیریختو واست زدم..جر 

    بعدا اگه خواستی یه قالب چند رنگ سایه دار واست میزنم مث اونایی ک برا چن نفر زده بودم چن روز پیش:>

    وای پارههههههههههههههه

    نهه..نمیکنه..فرار میکنممم.. درو قفل میکنم اصننننن.. نمیخوام :| درد داره ناخام ولم کنین💔 تو اومای منی مثلا چرا طرف نیما رو میگیری چرا ب نفع اون رفتار میکنییی💔💔💔

    ن تا اخر عمرم ک ا گشنگی میمیرم میام بیرون شیرموزامو هم با خودم میبرم دوباره فرار میکنم😔😂

    😭😂

    جر 

    پاسخ:
    از رو همون چند جمله اینو فهمیدی؟🥲😂😂مهربونی دیگه چیکارت میشه کرد؟
    الان چ زری زدی؟!اون قالبی ک زدی انقدر قشنگ بود که همه عاشقش شده بودن!
    زهرا رو میشناسی؟همونی ک اسمش و زده خر شرک
    اون خیلی دوسش داشت
    و فقط چون برای پاییز زیادی تابستونی بود و زرد گفتم عوضش کنم
    چشممم حتما بهت میگم دخترم:>
    در و می‌شکنیم میایم تو
    چقدر تو مثبتی بچه بیا برو ببینم
    دیگه شوهرته مجبوری بدی بش این واقعیت تلخ روزگاره 
    چون تو خیلی کرمی-___-
    وای گفتی شیرموز یاد کوک افتادم لعنت بهت..😭😂
    من همه شیر موز هاتو ب گروگان میگیرم تا نتونی فرار کنییی
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • یهههه‌... :"

    جزو ساده ترین قالبایی بود ک زده بودم چون خودت کلاسیک میخواستی =-= من همه قالبام زرق برقی ان =-=❤😂

    من بچه مثبتم؟:"> مطمئنی؟:"> من فق از نیما میترسم:"> میترسم نتونم راه برم دیگه:|💔...

    خعزجهفطجفط وای پارههههه

    شیرموزززز من معتادشمممم..هقققق😭😔

    اوکی میام بیرون..ولی بازم نمیتونین ک به زور منو بگیرین و .... :|

    پاسخ:
    من عاشق قالب های ساده‌ام چیزای ساده بیشتر به دلم میشینن چون وبم جای ساده ایه و باید چیزی باشه به مطالبش بخوره
    و اونو خیلی خوب تونسته بودی جوری که میخوام دراری بچه:">>
    بله هرکی ب شوهرش نده بچه مثبته
    نترس اخمخ زنده میمونی زیر دستش،این مهمه😔😂
    وای قشنگگگ خود کوکی تو😭
    من ک کاره ای نیستم داش..شوهرت انجامش میده😔
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • پس منتظر یه قالب کلاسیک باش... برات یه وایب استتیک درست میکنم بعدا*-*

    زنده بمونم ولی فلج شم چ فایده ای داره💔

    تنها وجه اشتراکم با کوکی فک کنم همینه ک واسه شیرموز جون میدم و دندونام خرگوشیه یه کم..  وگرنه بقیه میگن مث جیمینم🍓 جر

    ینی به زور منو میگیره؟ این تجاوزه قبول نیس ازتون شکایت میکنم=-=

     

    پاسخ:
    فعلا این قراره بمونه چند وقت و هروقت خواستم عوض کنم بت میگم عررر:"))
    درست میشی عزیزم فقط یه هفته اول راه رفتن سخت میشه..
    کیوت بودن ازت میباره بعد میگی کیوت نیستم¿
    منم وایب جیمینی ازت میگیرم
    تایپت چیه؟!
    چون شوهرته حق انجام این کار رو داره پس نمیتونی یاع یاع

    ..
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • خوبه:"

    پوففف مامان تو دیگه چرا اخه

    چرا همه این جمله فاکینگو میزنین تو صورتم؟:| * کیوتی ازت میباره بعد میگی نیستم* یعنی به هرکی گفتم کیوت نیستم یه کم بعدش زدش توی روم این جمله روووو این حقم نبووددد😔😂

    هق وایب جیمینی خوبهههه...

    تایپم Enfj عه دقیقا هم تایپ جیمینم=-=

    اوکی من تسلیم.ولی اگه ۹۹ تا نوه جدید داشتی ک میزدن تو سرت و میگفتن چرا باعث شدی به دنیا بیایم  معترض نشی💔

    پاسخ:
    خب مگه کیوت بودن چه اشکالی دارهههه؟\:
    خیلی هم کیوتی
    کیوتی
    کیوتی
    کیوتی
    کیوتی
    یه کیوت هات:">😔😂
    وایییی هم تایپ جیمینیییی خدایا منو بکشش😭کوفتت شه عوضی 
    جوووونز عب نداره من عاشق بچه هاعم😌🍒
    همشونم خودم بزرگ میکنم اگه ننه باباش گشادن😒
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • جرممم من کلا با جیمین زیاد نقطه مشترک دارم:/ حتی معنی اسمامون و اهنگش و ... مث مال منه ..دیدی ک 

    نیما ک جون میده واسه بچه..منم خ دوس دارم..پ زحمتشونو خودمون میکشیم مامانبزرگ😔😂

    پاسخ:
    احتمالا همزادید:")
    عع؟اوکی ولی این دلیل نمیشه نزارید نوه هام بیان پیشم هااا
  • 🌻•𝐈𝐦 𝐂𝐡𝐨𝐦𝐢•
  • آنی اومات بد خوابش میاد فرداعم ساعت ۷ صبح پاشه 

    من دارم میرم بخوابم دارلینگ

    فردا صبح حرف میزنیم باشه؟

    شبت شیرینننن و خوب بخوابی بچه*-*💜

     

  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • شاید:"💔

    نچ نچ..اصن قرار نیس بچه ای در کار باشه =-= ننه بزرگ پیر کی بودی تو..باشه ننه میزاریم بیان پیشت حالا..😔😂

    پاسخ:
    غلط کردید
    خودم دستتونو میگیرم میشونم سر کار!
    من پیر نیستم بچه😑
    خوبه..براشون آب نبات میگیرم تو کمد قایم میکنم😔🍭😂
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • @اوما

    خودمم یه هو خوابم برد نمد چرا🙂😂

    شب تو هم بخیر هرچند الان ۵ صبه:|

    پاسخ:
    منم فهمیدم رفتی خوابیدی😂
    پنج صبح چه جونی داری بیدار میشی:/
  • Đãřķłįğhţ~ ‌‌
  • خیلی قشنگ بود ولی من به پایان خوش اعتقادی ندارم😭😂

    دسخطت خیلی قشنگه 

    پاسخ:
    اما پایان های خوش هم وجود دارن!
    وای سومین نفری اینو میگی:|
    نمیفهمم چیش قشنگه واقعا
  • Đãřķłįğhţ~ ‌‌
  • پایان تلخ قشنگ تره همیشه باور کنننن 

    گوه میک نزن عوضی دس خط به این خوبی

    پاسخ:
    دیگه داری با احساسات پاکم بازی میکنی بچ 
    پایان تلخ گاهی قشنگه
    مث داستان دیروز تو
    ک بازم تلخ نبود تازه
    جررر ورژن جدیده نه؟گوه میک نزن:|😂💔
    نمد والا،لابد قشنگه دیگه:"
  • Đãřķłįğhţ~ ‌‌
  • میدونستی هدر وسطتت عکسیه که به شدت عاشقشم؟ و عکسای کناریش حس خیلی قشنگی دارن

    پاسخ:
    آری و خودت انتخابش کردی تیایتتیایااساسااس
    منن عاشقشم خیلی خوشمله:"))
    به عکس های کناری هم خیلی میاد
    عکسای کناریش و خیلی دوست دارم
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • نینی نمیخوام من..نمیخوام واقعا:/ از پرورشگاه میاریم اصن..ولی اون مراحلو طی نمیکنم...نچ

    جر

    پاسخ:
    وقتی بهت میگم بچه مثبتی میگی نه:/بفرما..ببین چ خودتو لوس میکنی-____-
  • Đãřķłįğhţ~ ‌‌
  • احساسات پاکت به کونم

    میزنمتا

    پاسخ:
    منم دوستت دارم عزیزم
    وقتی نمیتونی چرا همش اینو تکرار میکنی؟
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • بچه مثبت نیستم من فقق از حاملگی متنفرم ولم کننن:|

    پاسخ:
    چرا متنفری اونوقت؟:|
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • چون ادم زشت میشه چاقالو میشه انگار دلقک سیرکه:/ نمیخوام:/ تازه دردم داره :/

    پاسخ:
    نخیرم ولی ارزشش و داره
    من خودم هرگز قرار نیست همچین گوهی بخورم ولی تو شوهر داری اون بدبخت هم بچه دوست داره گناه داره:/
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • *فرار کردن

    پاسخ:
    *دنبالت دویدن و گرفتن گیس هات و کشوندنت دنبال خودم
    من نمیدونم چرا این بچه های این دور و زمونه انقدررر لوس شدن
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • *جیغ کشیدن

    پاسخ:
    *دوباره کشیدنت 
    گوشم کر شد چته:|||
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • *صدا کردن همون ک خودت میدونی ک بیاد ادبت کنه💔

    پاسخ:
    اتفاقا بهتر بزار بیاد اون تورو ادب کنه چ بسا ک همین امروز مادر بزرگ شدم
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • گاااادد پارهههه😭😭😭😹😹😹😹😹

    ای ننه چرا یه هو جرر خوردمممم یه لحن مضحکی رو تصور کردم از حرفتتتت😹😹😹😹

    پاسخ:
    خودمم دارم جر میخورم باید ببینیمممم😭😂😂😂
    چون با یه لحن مضحکی هم گفتن عزیزم
    حالا جرعت داری صداش کن تا مادر بزرگ شم☺😂
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • دهنتتت😭😹💔

    بیشتر به حرف من گوش میده ن تو پس صداش میزنم=-= 

    پاسخ:
    تو این مورد از خداشم هست ک به حرف من گوش بده چون بلاخره یه سودی براش داره دیگه یونو؟😔
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • سودش کجاشه دقیقا؟=-=

    پاسخ:
    نینی دار میشه*-*
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • و اگه نشد چی؟:/ اصن اومدیم و نینی دار نشد با این تنبیهش:/

    پاسخ:
    یه مرد همیشه کارش و بلده*-*
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • قرص میخورم:>💔

    پاسخ:
    اونوقت بدتر پاره میشی
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • بازم قرص میخورم:">😂

    یه چیزی ب اسم قرص و دارو وجود داره ن؟=-=

    گااد نههㅠ-ㅠ

     

    پاسخ:
    قرص بخوری از پاره شدنت جلوگیری میکنه؟😔😂
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • از حاملگی جلوگیری میکنه😭😂

    پاسخ:
    ولی از جر خوردگی نه😔
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • خو دیگه اونم بیخیال میشه وقتی نینی در کار نی برا چی باید الکی اینکارو کنه..همینجوری بی خود؟:"😔

    پاسخ:
    بله برای خالی کردن حرصش و تنبیه😔
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • پشمام چق وبت کامنت دادم.. زر زدم خیلی ن؟:|

    پاسخ:
    نه ولی الان داری زر میزنی
    بزنمت؟اینجارو اصن خونه خودت بدون
    هرچقدر دلت میخواد منفجر کن کامنت‌هارو 
    و تازه حرف زدن باهات خیلی هم خوبه
  • Đãřķłįğhţ~ ‌‌
  • بمیر فقط بمیر وای

    دارم از خستگی میمیرم 

    رفتم کارت ملی ثبت نام کردم دوجا باید میرفتم کردن منو عملا بعد سیمکارت خریدم بعد خرید خونه و و و 

    پاسخ:
    هعی خوشبحالت کارت ملی دار شدی:|💔
    سیمکارت نداشتی مگه
    مرده متحرکی پس الان
    برو بگیر بخواب برووو 
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • دلش نمیا🧹

    پاسخ:
    اگه اذیت کنی میاد
  • Đãřķłįğhţ~ ‌‌
  • بمیر بابا ۴ سال دیگه میاد

    دارم دو تا ولی این یکی به نام خودمه و احتمالا چون میخوام همه رو از زندگیم حذف کنم بیخبر عوضش میکنم و فقط به چن نفر میدم 

    اره دارم جون میدم

    نه نمیتونم بخوابم اختلال خواب کوفتی :") 

    پاسخ:
    اوه شت چهار سال دیگه چرا😐
    چون ب سن قانونی رسیدی میتونی بگیری راستی آره
    چ ایده خوبی،ایول
    بهترین‌ کارو میکنی..انجامش بده و زندگی کن🍷
    پس برو دراز بکش استراحت کن:")💔
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • تطخفیعحمخب اکلیلی شدم :"

     

    ن نمیادش..جر

    پاسخ:
    منم همینطور،جارو بیارم اکلیل های تو وب رو جمع کنیم..
    من کاری میکنم بیاد
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • اقا اصن من تسلیم این بحث از دیشب ادامه داره تا الان😹💔

    خودم میرم داوطلب میشم خوب شد حالا اوما!؟:|وای جر

    پاسخ:
    بلاخره تسلیم شدی هاهاهااا 
    آره خوبه..اینطوری بهتره
    چه دختر خوبی شدی یهو😔🍓
  • Đãřķłįğhţ~ ‌‌
  • چومی باورت نمیشه تو دوروز حدود ۷۰۰ هزارتومن خرج کردم که حدود ۳۰۰ هزارتومنش رو جوراب خریدم😗😂😭

    پاسخ:
    ۳۰۰ هزار تومنه فاکی رو دادی جوراب خریدی؟:||||||
    ودفففف؟
    خوشبحالت ع خودت پول و اختیار داری میتونی ۳۰۰ تومن بدی برا جوراب:"
    پ‌ن:پریا بدو زود کامت هاتو بچک جون مادرت🤦‍♀️😭
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • کاش از اول میشدم همون بیبی گرل مطیع همیشگی:/ ولی خوب تو نقشم فرو رفتم..یه بیبی گرل لجباز..اصن..جر

    :|💔😂

    پاسخ:
    مگه داشتی نقش بازی میکردی بچه؟😐😐🗡
  • 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔
  • پوف...کاش نمیگفتم بت..قیافت دیدنیه:)😂

    من خ دختر خوبیم تو این چیزا حرف گوش میدم:|

    پاسخ:
    بچ تمام این مدت داشتم حرص میخورم الکی بود پسسس؟
    نوع مرگت و انتخاب کن زودباش

  • عایم د مافیا مامامافی یا یا وی دو ایت لایک عه مافیا
  • بیشتر کامنتای این پستت ک پر کامنت ترین پستته مال منه

    چ افتخاری😎🚬 

    پاسخ:
    تقریبا نصفشون واسه توعه،زیر این پست زیاد زر زدیم🥲😂🚬

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    محبوب ترین مطالب
    آخرین نظرات
    نویسندگان