سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سلام خوش آمدید

فراتر از جسم فانی

دوشنبه, ۳ مرداد ۱۴۰۱، ۰۴:۵۳ ب.ظ

تو نه در قلب منی و نه جاری در رگ هایم

در هیچ کجای جسم فانی ام نیستی

این قلب و این رگ هردو فانی اند،حیاتشان به تار مویی بند است!

تو در بوی گل هایی

در خیسی چمن های تازه آبیاری شده

در خنکی زیر شن های کویر

در رنگدانه های گل ها

در ستاره‌ی دنباله داری که هر چند سال یک بار ظاهر میشود 

در سحابی های ناشمار

تو در ماه کاملی هستی که خود را از پشت پنجره اتاق به من می‌تاباند

در بارانی وجود داری که برای لمسش دستم را از پنجره بیرون میبرم و زبانم را ملتمسانه زیر آن میگیرم تا قدری از آن بنوشم

تو در صفحات و کلمات حضور داری،در آنها پادشاهی میکنی

میان واژه ها نشسته ای

با فنجانی قهوه در دست و تبسمی بی جان بر لب

تو میان سفیدی ابر هایی و خورشید را در آغوش میگیری،از آن بالا به من مینگری و میخندی

تو میتوانی در گلدان تازه جان گرفته‌ی بالای تخت باشی یا در موسیقی ای پر از راز

در تنه‌ی درخت پیری که پشتش قایم میشوم و بلند میگویم:حالا چشماتو باز کن.

تو در تک تک بازی های کودکانه بودی و هستی.

تو در اشک و لبخند من بودی و هستی..

تورا به این جسم فانی محدود نمی‌کنم

تا وقتی جهانی هست بزرگتر از قلب کوچک من.

 

  • Astral

نظرات (۳۲)

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • میان واژه ها نشسته ای :)

    پاسخ:
    :")
    به به،پسرم
  • 私の救いの天使✨🤍
  • این متن حاصل همون بی پروا نویسی ای بود که ویلی ونکا بهش تشویقم کرد~

    و دوسش دارم،فکر کنم..

  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • جوری ک اگ ی بخش برای پیوندش داشتم صد در صد پیوند میشد.........................

    همشون قشنگ بودن کدومو منشن کنم آخه؟!....

     

    فقط اون قایم*

    پاسخ:
    جدی میگی مامان؟؟خدایااا)))همینکه لایق پیوند شدن میدونیش ینی پیوند شدهTT
    نخیر،قشنگ خوندیش!

    عه وا خاک بر سرم،راست میگییی
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • فکر کنم تو کم کم داری آزادی رو به متنات برمیگرونی ولی خب من هنوز کار دارم:))) البته من دفعه اولمه..و مغزم خالیه..ایده؟ ندارم:))))

    پاسخ:
    ببین..اصلا نمیتونم بگم میتونم چنین کاری رو بکنم هنوز
    فقط میدونی چیه؟من دلم نمیخواد بنویسم،تا وقتی که کلمه ها خودشون رو ذهنم نشینن 
    بزار یه چیزی بگم بهت،هیچوقت ننویس تا وقتی که خود به خود ببینی داره یه جرقه های کوچیک ستاره مانندی تو ذهنت سو سو میکنن
    منم هیچوقت ایده ندارم! فقط همون لحظه هر احساسی ک پیدا کنم و هررر کلمه ای ک تو ذهنم قرار بگیره پشت سرش چیزای دیگه هم میان و این اتفاق ب ندرت میوفته و وقتی بیوفته باید سفت بچسبیش!!
     ب خودت فشار نیار،ذهنت رو آزاد بزار تا ایده ها خودشون بیان
    اینی ک من نوشتم هم حاصل ایده ای نبود
    حاصل احساساتم بود.
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • بخدا...خ ب دلم نشست">>>>>>>>>>>>

    قشنگ نوشتیش!!

     

    فدای سرتXDD

    پاسخ:
    با تشکر از شما و دل زیباتون">>>>
    نه دیگه توعم قشنگ تر خوندی=-=

    درست شدxD
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • و باید بگم خیلیییی قشنگ بودن و خیلیا میگن که تو قلبمی یا حای تو فقط تو قلبمه و این چرت و پرت ها″-″ ولی از نظر من باید به جاش جمله های این رو بگن:″))

    پاسخ:
    باور میکنی درست وقتی وقتی چنین چیزی غلطه اینو نوشتم؟"-"xDینی تا ثانیه هایی قبل از رسیدن ب این نتیجه ها خودمم نمیدونستمشxDD
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • اه لعنت به کلاس زبان..من خسته ام بزارین بخوابم نمیخوام برمممم″^″

    پاسخ:
    وای خیلی میفهمم..-_-
    ولی ببین،وقتی بری اونجا خواب خود ب خود از سرت میپره
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • خودم یچیزی نوشتم راجع به پیانو عه..ولی هنوز باید درستش کنمxD

    پاسخ:
    پس منتظرم پستش کنی:">
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • آخ..منم خیلی از این مواقع داشتمxDD

    پاسخ:
    .
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • ولی من میخوام توی تخت نرم بخوابم

    پاسخ:
    ولی کلاس زبان رفتن عمل پر سود تریه
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • بزار رمانتیک بمونیم ساکو=-=

    پاسخ:
    فقط چون میخوام بقیه فکر کنن همیشه رمانتیکیم باشه=-=
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • و منم منتظرم که ایرادشو بگی=)

    پاسخ:
    من کی باشم ک ایرادشو بگم آخه؟ولی تا جایی ک بتونم چشم:")
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • آفرین=-=

    حالا بیا بغلم=-=

    پاسخ:
    میام بغلت=-=
    *شیرجه زدن تو بغلتتتت
  • 𝐵𝑒𝑙𝑙𝑎 ..
  • زیبا بود:)

    پاسخ:
    زیبا خوندی:")
  • |𝐡𝐚𝐧𝐞𝐮𝐥| ~
  • اونفدر قشنگ نوشتی ک حس میکنم اگه از کلمه ها استفاده کنم حق مطلب ادا نمیشه..~

    پاسخ:
    همینکه اینو گفتی حق مطلب ادا میشه و من از ذوق بال های سفیدی در میارم و ب آسمان ها پرواز میکنم..~
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • *محکم بغل کردنتتت

    آفرین=-=

     

    +فندوق..بیا گفم اگ تونستی

    پاسخ:
    *در همون حالت ک تو بغلتم یواش کنار گوشت حرف زدن:
    من دیگه با شما هیچگونه حرفی ندارم خانوم شوهر دزد!=-=

    @فندوقش
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • *گاز گرفتن لبم برای جلو گیری از پاره شدن

    خواستم با جان و دل آموزه های مخ زنی رو یاد بگیری..XDDD

    پاسخ:
    *با لبخند ملیحی ادامه دادن به حرصی حرف زدن
    عاها ینی آموزش شما اینطوری مادمازل؟شوهر مردم و میدزدیدددد؟؟
  • |𝐡𝐚𝐧𝐞𝐮𝐥| ~
  • حالا چرا اسمان..میموندی کنار خودمون شاد شیم داداش"^"

    پاسخ:
    نه دیگه تو منو از ذوق فرستادی اونجا..
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • *تکون دادن سرم و بیشتر گاز گرفتن

    یاااااا چرا افترا میزنی ننه...من کی دزدیدم؟:""""

    اون ک شوهرت نبود!!!

    پاسخ:
    *آهسته و آروم با همون لبخند ملیح گرفتن یقه‌ات 
    میتونی بری کامنتای آلا رو دوباره بخونی مامان..ینی اون تو نبودیییی؟
    ولی میخواست بشه!!!که تووو دزدیدیش !!!
    *حلقه زدن اشک در چشم 
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • *لبخند با نیش باز حرص درار زدن و نوازش موهای خوشگلت

    من فقط صلاح تورو خواستم ساکوم")))))

    میدونم ک اون دل برا یکی دیگس...

    و دل یومیکو ماینه"-"...بله"-"

    خودتم شاهدی هیچ کار خاصی نکردم...این نشون میده از اولم ماین بوده"-"

    پاسخ:
    *با تموم اجزای صورت لبخندِ خر خودتی زدن و برداشتن دستت از رو موهای خوشگلم(xD)
    پس چرا اومد خواستگاری من؟هوم؟چراااا؟جواب منو بده زننننن
    *فریاد کشیدن
    اوه اره درسته کار خاصی نکردی..فقط رسما داشتی میکشوندیش تو اتاقت^^
    اصن میدونی چیه؟برو برا خودت
    دلی ک بو پا بده جای من نیست...
    *جدا شدن ازت
  • |𝐡𝐚𝐧𝐞𝐮𝐥| ~
  • اعع...ولی الان میگم برگرد=-=

    پاسخ:
    خب باشه برمیگردم حالا ک خیلی اصرار داری">>>

    خیلی عالیهههههه 

    نوشته هات خیلی خوشگلن

    میدونی راستش کلیشه ای نیستن 

    به اصطلاح بی پروا مینویسی

    پاسخ:
    خیلی دلم میخواست و میخواد که اینطوری(بی پروا)بنویسم و حالا که اینو میشنوم حس میکنم تلاشم داره جواب میده")))
    خیلی ممنونممم
  • شادیِ ابد و یک روزه . ‌‌‌‌
  • اوففف شعر گفتی برم بخونم

    پاسخ:
    البته شعر ک نمیشه گفت بهشxD
  • شادیِ ابد و یک روزه . ‌‌‌‌
  • این خیلی قشنگ بود:)

    پاسخ:
    ممنونم،تویی که قشنگ خوندیش با چشای قشنگت♡
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • چوم آهت گرفت"(

    پاسخ:
    یااا چراا؟چیشدی مامانییی؟
    +البته بگما من آهی نکشیدم=-=🔪
  • 𝒀𝒖𝒎𝒊𝒌𝒐 ツ ! ×
  • تورا به این جسم فانی محدود نمی‌کنم

    تا وقتی جهانی هست بزرگتر از قلب کوچک من.

    اینجا یه شاعر داریم 

    که به کلمات رقص باله یاد میده،

    در حالی که پاهای خودش زخمی و خسته‌ست؟

    اون بند ها رو باز کن

    حتی با زخم و کبودی های کهکشانی هم

    زیبایی؛

    پاسخ:
    ببخشید یه لحظه من باید این کارو بکنم:
    @مانیا
    دماغِ سوخته به قیمت خریداریم.^^


    خب می‌رسیم سر بحث خودمون.
    ببین باور کن بخوای ب اینطوری زیبا حرف زدن و حمله ور شدن ب قلب بیچاره من ادامه بدی میزنم بلاکت میکنم ک دیگه نتونی اکلیلیم کنیTTTTT(ترجمه:تا باشه از این اتک ها.)
    ولی دیگه شاعر آخه؟اینطوریم نگو دیکه زیادی پررو میشم")))
    چی بگم آخه من.....
    لالم..
    زخم و خستگی برای انسانه،کنار میام باهاشون..مشکلی نیست واقعا
    ولی مطمئنی قشنگن؟)

  • 𝒀𝒖𝒎𝒊𝒌𝒐 ツ ! ×
  • من یک سال پیش چنین موقعی با یک نفر راجب زیبایی کبودی های روی بدن آدم ها حرف زدم.. گفتم کبودی ها مثل کهکشانن‌..اون زمان بنظر می‌رسید با گوش دادن به حرفام، ستاره های بنفش توی کبودی ها رو دیده.. ولی بعدها خودش تبدیل به یه کبودی شد، روی پوستم. جاش درد داشت. زیبا بود. اما اون بی توجه بود. اونجا بود که فهمیدم برای دیوار ها حرف میزدم. اون هرگز فکر نکرده بود کبودی زیباست. اما من فکر میکنم زیباست.

     

    + تو فقط پررو شو.. پررو کم رو نیمرو همه جوره خریداریم...XD

    پاسخ:
    پس تو بهش یاد دادی کبودی ها قشنگن و اون ظاهرا اینو فهمیده بود،ولی وقتی کبودی روی پوست خودت نشست نتونست زیباییش رو ببینه..درسته؟پس یعنی نفهمیده بودتش..
    فکر میکنم جای اون کبودی هنوز هم درد میکنه برات نه؟درد میکنه ولی ب قول خودت،توش پره از ستاره های بنفش ک همشون باهم از یومیکو یومیکو ساختن
    دختری که بنفشه،با پر از ستاره های کوچیک و بزرگ)
    شاید اون نمیتونسته این زیبایی رو درک کنه..

    +پس پررو شدم دیگه نگی چرا..xDTT
  • ویلی ونکای تیفانی
  • آدمها و چومی با کلمات بازی میکنن و اونهارو دور سرم میچرخونن، رهگذرها از کنارم میگذرن و دست های همدیگرو فشار میدن ... اونها عشق رو زمزمه میکنن ... ثبت میکنن و اون رو به آتیش میکشن.

    من این زیبایی رو میبینم اما کامم خشکه و مردمک‌هام تکونی نمیخوره، حتی قلبم هم واکنش نمیده‌. توی این شرایط فقط مغزم رو دارم که میگه این زیباست، ازش تشکر کن، ازش تمجید کن زودباش انجامش بده!

    پس من بهت میگم که این زیباست، خسته نباشی ... جرقه‌هایی از معجزه‌ی عزیز رو در این متنت دیدم.

    اما متاسفانه نتونستم حسش کنم و این بخاطر تو نیست بخاطر منه‌.

    پاسخ:
    چومی فقط بلده با کلمات بازی کنه،این تنها چیزیه ک داره فکر میکنم،اگه‌این یه روز ازش گرفته بشه احتمالا بشه همون چراغ نفتی قدیمی خاموش توی یه خونه مدرن که خیلی وقته به لامپ های گرون عادت کرده.
    پس چومی تورو میفهمه
    چون اون نمیدونه چیو حس میکنه و چیو حس نمیکنه،نمیدونه  حسش چ شکلیه
    چی هست
    چ بویی داره
    فقط کلمه ها همون لحظه تو ذهنش فوران میکنن‌ و اون مینویسه..
    و همینکه مغز وقتی ونکای تیفانی فکر میکنه این زیباست برای قلب چومی بی نهایت کافیه')
    عیبی نداره..
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • واکسن زدم علایم نشون داده نمیدونم از واکسنه یا واقعن کرونا گرفتمTT

    پاسخ:
    نه نه از واکسنه مامان
    خیلیا واکسن میزنن اینطوری میشن
    ولی جهت احتیاط برو یه تست بده تا یوقت چیزی نباشه دور از جون
    خب؟مراقب خودت باششششTT
  • (•𝑨!𝒂•)~ 𝐼𝑡𝑠
  • قشنگه که معشوقت رو در تمام زیبایی های جهان ببینی :")

    پاسخ:
    خیلی:")
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • آخه واکسن تو عوارضش سرفه نیست...ولی چون سرفه میکنم یذره شک کردیمTT

    هق چشم مواظبم توهم مواظب خودت باش

    پاسخ:
    حالا تست دادی یا نه؟برو تست بده خیال خودتو راحت کنننTT
    تو بیشتر مواظب باش خب تو مریضی مادر"(
  • ✰🩰!My pink star
  • مگه میشه تو چیزی بنویسی و قشنگ نباشه؟

    پاسخ:
    اره خب شاید بشه"-"😂

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    محبوب ترین مطالب
    آخرین نظرات
    نویسندگان