سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سلام خوش آمدید

Je veux

singer name

music image
Made By Farhan

اگه به من یه سوییت توی هتل پنج ستاره ریتز بدین،نمیخوامش

جواهرات برند شنل بدید،نمیخوامشون!

بهم یه لیموزین هم بدید،میخوامش چیکار؟

اگه به من خدم و حشم بدید به چه دردم میخوره؟

یه عمارت مجلل در نوشاتل بدید،مال من نیست!

حتی اگه برج ایفل رو به من ببخشید،به چه کارم میاد؟

من عشق و شادی و خوشحالی میخوام

این پولت نیست که منو خوشبخت میکنه

من میخوام وقتی میمیرم دستم روی قلبم باشه..

بیا باهم آزادی منو کشف کنیم

پس همه کلیشه هاتو فراموش کن!!

به زندگی واقعی من خوش اومدی:)

من از  رفتار های مودبانت خسته شدم،واسم غیر قابل تحمله!

من با دست غذا میخورم،من اینجوری ام

من بلند بلند حرف میزنم و با همه رو راستم،منو ببخشید

دو رویی رو دیگه تمومش کنید،دیگه از اینجا میرم!

منو نگاه کنید،هیچ دلخوری ای ازت ندارم

من این مدلی ام=)

 

"عاشق این آهنگم.. و خب،حرفای دلمه کاملا پس آره شبیهمه:")"

و من دوتا آهنگ میزارم چون یکی دیگه ام هست..

null

 

 
bayan tools My symphony

اون عالی نیست..ولی تلاششو میکنه

اون آدم خوبیه،ولی دروغ میگه

اون به خودش سخت میگیره 

اون شکسته ولی از کسی کمک نمیخواد

اون آشفته‌اس ولی مهربونه

اون بیشتر وقتا تنهاست

اون‌ ترکیبی از همه اینهاست..

 

null

این چالش

پ.ن۱:دوتا آهنگ و میتونستم بزارم واقعا یکی نمیشد..:"

پ.ن۲:ب آنشرلی نزدیک نشید ماینه..اصن اگه نمیدونید من چ شکلی ام برید این بشرو نگاه کنید باشه؟نمیدمش مال منه مخصوصا اون دختره تو عکسی ک گذاشتم خداحافظ.

پ.ن۳:دارم یکی یکی چالش هایی ک باید انجام بدم و میرمD:

 

 

 

  • Astral

چالش دخترم آنی

و به عنوان یک مادر وظیفه خودم دونستم چالش دخترمو منم برم و از چشمان شهلام رو نمایی کنم براتون!

هرگونه نشر و استفاده غیر مجاز پیگرد قانون و کتکی دارد!حتی شما دوست عزیز

  • Astral

هااای یوروبونD":

ما نیستیم خوش میگذره؟*-*xD

اومدم بهتون شیرینی هدیه دهم 

چرا؟خب چند وقت پیش یه مادمازلی بدون اکانت میومد وب من حرف میزد و باهم‌آشنا شدیم‌ و سرانجام عاشق شدیم عقد کردیم:|😂😂 و ایشون هی آرزو داشت بتونه بلاخره موفق شه اکانت بزنه تو بیان ولی هی نمیتونست

منم دیگه گفتم بخدا تو اکانت بزنی من بیان و شیرینی میدم

و دیروز گفت چرا هنوز ندادی شیرینی

منم یادم افتاد که عه آره باید شیرینی میدادم..

خلاصه ک بیاید پارتی پارتی یِححح 

و اینکه بیاید حرف بزنیم دلتنگتون

اینم از شیرینی:"))

برای تمام سلیقه ها هسXD

پذیرایی کنید از خودتون و اینا..

اینم وب این مادمازل تازه وارد قشنگمون کلیک

 

پ.ن:یه چیز دیگه هم بگم؟من واقعا بی‌شعور نیستم ک کامنت هاتون رو جواب نمیدم و سین میزنم و جواب نمیدم!قرار نیست جواب ندم

فقط شاید اون لحظه یا اون تایم خیلی رو مود نباشم..

چند وقتم هست خیلی بی انرژی و خسته ام برای همینه لطفا ازم ناراحت نشید باشه؟یا اینکه مثلا کامنت نمیدم وباتون،واقعا دلم میخواد بدم ولی هی نمیشه امیدورام منظورم رو بفهمید..

 

  • Astral
  • Astral

 

 

لطفا زنده بمون..!

یادم نمیاد  از کجای کار همه چیز خراب شد

درحالی که خودمو تو یه اتاق کوچیک مخفی کردم

زمزمه میکنم..

تاریکی تنها دوست منه

دستمو برای کمک گرفتن دراز میکنم

من چمه؟

اتاق با خون رنگین شده

لطفا یه نفر منو نجات بده

تو نور مهتاب مخفی شدم..

درسته،چیزی به اسم معجزه وجود نداره

ولی من خواسته زیادی ندارم!

تو نور مهتاب مخفی شدم..

آرزو های من با امید های بزرگ خیلی فاصله دارن

ولی فکر نمیکنم بتونن اونطوری بمونن

وقتی به پایان این شب طولانی برسیم،

انگار که با چشمان باز توی کابوس پرسه میزدیم

به خودم گفتم:

معجزه ها وجود ندارن!!

اما اون کلمات 

مثل یه معجزه به من رسیدن:)

[!..𝒮ℴ 𝓅𝓁ℯ𝒶𝓈ℯ 𝓈𝓉𝒶𝓎 𝒶𝓁𝒾𝓋ℯ]

 

+این آهنگ لعنتی.‌.قلبمه..ولم کنید اصن بای!

چرا انقدر با قلب من بازی می‌کنه این لعنت بهشششششش")))))

 

  • ۲۳ بهمن ۰۰ ، ۱۴:۴۶
  • Astral

یه افسانه هست که میگه:

کسایی که موهاشون فرفریه،تو زندگی قبلی وقتی خواب بودن،معشوقشون موهاشون رو دور انگشت هاش می‌پیچیده و با عشق بهشون خیره میشده.

شاید حرارت اون نگاه زیاد بوده که موج موها به حالت اول برنگشته:")

شاید این افسانه به چشم خیلی ها مسخره بیاد ولی واقعا جزو افسانه های مورد علاقمه...خیلی زیباست")

میدوستمش. 

پ.ن:نام اثر:موهای چومی بعد از حمامxD

پ.ن۲:البته موهام در حالت عادی هم همینقدر موج دار و فره ولی وقتی از حموم میام طوری فر میشه که شونه توش میشکنه")xDD

پ.ن۳:از وقتی این افسانه رو شنیدم دیگه از موهای فرم بدم نمیاد😭😂کدومتون موهای فر یا مواج دارن؟

پ.ن۴:ب کامنت ها جواب میدم..فقط بزارید گشادیم تموم شه پلیز

  • Astral

اهم اهم..هااای:>

داشتم پیش پاتون تو پینترست ول میگشتم استایل های مختلف رو نگاه میکردم(و عر میزدم)بعد یهو یه چیزی به ذهنم رسید

گفتم چی میشه هرکی یه کلیپ برای خودش درست کنه با استایل ها!یه کلیپ که وایبشو توصیف کنه

به چ استایل علاقه دارید یا وایبتون کدوم استایله؟عکس های اون استایل رو جمع کنید باهاش یه مجموعه درست کنید حالا در قالب کلیپ یا عکس یا هرچی و پستش کنید:">

بنظرم خیلی جذاب میشه

اینطوری بقیه هم میتونن وایبتون رو بفهمن

این یه نوع ترند یا چالش یا هرچی شما بگیده 

ببینم چ میکنید")

درضمن،منبع فراموش نشه"-"والا،ترنده دیگه باید منبع داشته باشه=-=

*بالا آوردن کف و خوننننننن*

  • Astral

نی توی دستش رو به دهنش نزدیک کرد و مکی بهش زد.

هنوزم داشت نگاهم میکرد،برام عجیب بود،چیزی شده بود که امشب بیشتر از هر وقتی سرگرم تماشا کردنم شده بود؟

لیوان بستنیم رو کنار گذاشتم و سرم رو کج کردم.

_به چی نگاه میکنی؟

+داشتم ستاره های توی چشماتو میشمردم

جلوتر اومد و انگشتش رو سمت چشمم گرفت

+یکی..دوتا..و..چهار تا تاحالا پیدا کردم

خنده ای کردم و دستمو زیر چونه‌‌ام گذاشتم

_نمیدونستم منم تو چشمام ستاره دارم

آخرین باقی مونده بستنیش رو خورد وچشم هاشو گرد کرد:

+منم؟این ینی کس دیگه ای هم هست که داشته باشه؟

به سادگی شیرینش خندیدم و انگشتم و روی پلک هاش کشیدم

_یکی..دوتا..پنج تا ستاره توی چشمات میبینم پنی سیلین

متعجب به چشمهاش دستی کشید که باعث شد به چهره با مزش خندم بگیره.

باد میومد،هوا داشت پر سوز تر میشد و ما رو صندلی های یه کافه گوشه خیابون نشسته بودیم و تازه بستنی شکلاتیمونو تموم کرده بودیم.

بلند شد و اومد سمتم،دستمو گرفت و گفت:

+بیا..هوا سرده،عاشقی تو هوای سرد بیشتر می‌چسبه 

نمیدونستم منظورش چیه،بخار هوای سرد از بین لب هام بیرون میومد وقتی به تک تک کار هاش و حرفاش میخندیدم.

دنبالش میرفتم و میرفتم،رسیدیم به یک چهار راه،چراغ قرمز بود،ماشین ها ایستاده بودن و تنها عابر های توی خیابون ما بودیم.

وسط چهار راه از حرکت ایستاد

سمتم برگشت 

به چشم های عسلیم نگاهی کرد

لبخند کوچیکی زدم.

دو دستم رو گرفت،قدش رو کمی بلند کرد و صورتش رو مقابل صورتم قرار داد

نفسم حبس شده بود و بخار سرما داخل ریه هام یخ میزد

چشم هامو بستم..

و لب هاش رو روی پیشونیم حس کردم

حس کردم تا ابد باید توی همون ثانیه خشک بشم

دنبال کلید استپ بودم اما پیداش نمیکردم

هوا سرد تر میشد

احتمالا چند ثانیه به سبز شدن چراغ باقی مونده بود

چشم هامو باز کردم

و خودمو تنها،وسط چهار راهی پیدا کردم که خیلی سرد بود.

و کسی نبود،تا به عمق چشم هاش زل بزنم و اشک بریزم.

***

تو،توی تصوراتم 

خیلی واضح و روشنی

انگار که واقعا اینجایی!

ولی وقتی دستمو دراز میکنم

تو یکدفعه ناپدید میشی..

 

+انگار این صحنه و این دیالوگ ها تو ذهنم خشکیده بود اگه نوشته نمیشد یجا نمیداشت بخوابم.

+مزخرف شد ولی من هیچ تلاشی برای جمله بندی نکردم اینا انگار عذاب قبل خواب بودن ک باید خالی میشدن.."-"

+فونت بیان باید زودتر درست شه تا تصمیم نگرفتم دست ب تعویض قالب بزنم!

+شب خوش.

  • ۲۰ بهمن ۰۰ ، ۰۰:۲۸
  • Astral

00:00

برای قلب های مرده آرزو کردن معنایی نداره

عجیبه که قلب مرده‌ی یه ستاره‌ی آرزو چطور میتونه دوباره زندگی کنه..

اگه میشد اسمت رو زندگی‌ انتخاب میکردم

زندگی دوباره برای ستاره‌ی آرزو یا..مرگ!

امشب اولین شبیه که من آرزویی دارم.. 

ستاره های آرزو نباید آرزویی داشته باشن ولی من با تو آرزو کردن و یاد گرفتم زندگی کوچک من

امشب

برای روح هامون دعا میکنم..تو حتی دعا کردن رو هم بمن یاد دادی!

پس امشب..به ستاره‌ی آرزویی نگاه میکنم که شاید مرده باشه ولی بیا با نور امید و عشقمون زنده‌اش کنیم

بیا بهش نگاه کنیم و برای روح هامون آرزو کنیم

آرزوی تو نمیدونم چیه ولی من؟آرزو میکنم روزی برسه که روح هامون توانایی جدا شدن از هم رو نداشته باشن!

وقت کمه..

چشمامو میبندم 

سه شماره میشمارم

نفس عمیق میکشم

از بین تک تک آرزو های توی دریای پر تلاطم ذهنم 

تورو انتخاب می‌کنم

حالا تصمیممو گرفتم!

من تورو آرزو میکنم:)

حتی اگه بر آورده نشدنی ترین آرزوی جهان باشی؛

 

 

راستی..بیاید آرزو کنید:")هر آرزویی ک دارید.

 

  • Astral

 

-•!I hate you•-

 

ای کاش کسی روزی فاز چومی را کشف کند..

از گذاشتن این پست پشیمون میشم ولی..آی دونت گیو ع فاکXD

خب..ببینید زشت ها  قشنگ های من،من هیچگونه تقصیری ندارم اوکییی؟

این ایده شخمی رو سلین بچ و bro عزیزش انداختن تو ذهن من بمن چه اصن 

بیخیال حالا..

پست قبل خیلی صافت و جینگولی مینگولی بود و بسی صافت شدیم و این وسط موجب اسهال استفراغ عده‌ای هم شدیم *چپ چپ به سلین و ونته نگاه می‌کند و فحش می‌دهد

ولی خب همیشه که نباید رمانتیک بود!گاهی باید تکانی به خود داد..دست هارا بلند کرد،انگشت ها را باز کرد،و از بین آنها وسط ترینشان را برگزید و با مهر فراوان کرد درون چشمان شهلای اون گوساله‌ای ک ازش متنفریم نه؟پس...

خطاب به کسی که ازش متنفرید حرف بزنید،هرچی میخواید بگید.(فقط نزاکت و ادب رعایت شه اینجا بچه داریم،بی ادبی ببینم برخورد جدی میکنم خانومم)

مثل همیشه ناشناس هم میتونید تلاوت کنید سخنان گوهر بارتون رو

قشنگگگ خالی شید هاااxD

و میدونم که پشیمون میشم..ولی بیخیال میخوام یکم بخندم سووووو 

این شما و این کسایی ک ازشون متنفرید،ابراز علاقه کنید^-^

یونگی درونتان را بیدار کنید و اینا..

فایتینگ')♡

 

 

 

  • Astral
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان