سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سلام خوش آمدید

کدوم یکی از آدم های معروف برات الهام بخشه؟چرا؟

خب..

این هفت تا پسر:)

چرا؟چرا هفت تا پسر کره ای از اون سر دنیا¿

واقعا انقدر دلایل زیادی داره که نمیدونم باید چی بگم یا کدومو بگم.

دلیلی بهتر از اینکه از صفر ترین نقطه‌ی صفر شروع کردن و با اشک و عرق ریختن وایسادن جایی که الان توی عکس میبینید؟!

اونا هفت انسان واقعین،انسانی واقعی..مهربونن،صادقن،تلاشگرن،خَیرن،با استعداد ولی متواضع هستن..

کسایی که قول دادن به تموم کسایی که بهشون گفتن شما نمیتونید،ثابت کنن اشتباه میکنن و خب،می‌بینیم که چقدر زیبا ثابت کردن:) اونا باعث میشن من گریه کنم..

باعث میشن من خوشحال تر باشم،امیدوار تر باشم،قوی تر باشم

اونا با گذشته‌ی سختشون و الانه درخشانشون بمن یاد دادن هرگز نترسم..

توی هر مسئله ای:) خیلی دلایل زیادی هست..ولی واقعا دیگه جمله کم آوردم

اما..از توی بنگتن بویز یه پسری هست به نام جانگ هوسوک؛

این آدم همیشه تونسته منو بخندونه..منو شاد کنه..امیدوار کنه..با اون خنده های سانشاینیش=)))

اگه بگیم هوسوک از بقیه پسرا تو گروه بیشتر تحقیر شد فکر نکنم مبالغه کرده باشیم

بهش گفتن زشته،باید بره و اوایل دیبو حتی فن ها تولدش رو هم تبریک نگفتن!!

یادتونه توی اون لایوش؟گفت هیچ پستی برای تبریگ تولدم گذاشته نشده؟

ولی اشکالی نداره..درست میشه..  :)

دید چطوری درستش کرد؟اون حالا جی‌هوپه! جزو بهترین سولوییست های کره

پادشاه رقص کره

شاهزاده‌ی خوش استایل ما")

من همیشه سعی کردم مثل هوسوک شاد باشم و لبخند بزنم و آدم پر انرژی و مثبتی باشم دوست داشتم و دارم که ازم به خوبی یاد بشه نه به انرژی های منفی و بدی.

و اون یادم داد چنین چیزی رو=) یادم داد بتونم مهربون ترین موجود روی این سیاره باشم ولی به جاش قوی باشم و به وقتش حق خودمو بگیرم و ضعیف نباشم!

اون بمن جانگ هوسوک بودنو یاد داد:)♡

 

  • Astral

من عاشق وقت هایی میشم که میتونم روی صندلی چرمی گوشه اتاق بشینم درحالی که نگاهشون میکنم لبخند بزنم

لبخندم پر از لذت و خوشیه 

اما چرا؟

شاید چون من عاشق اینم که وقتی دارن راجب احمقانه ترین کلیشه ها،مزخرف ترین بحث ها و بی ارزش ترین اتفاقات حرف میزنن نگاهشون کنم و به این نتیجه برسم که هنوز هم موجودات مغز فندقی ای به نام انسان هایی که فقط زندگی خودشون رو میبینن توی این دنیا وجود دارن!

زیبا به نظر میرسه 

درحالی که حتی از یک نقطه هم در برابر این دنیا کوچکترن،غرور و تکبر عظیمی توی قلبشون ریشه کرده

قشنگ به چشم میاد

با وجود اینکه میدونن هیچی نمیدونن،قاضی میشن

به چشم من اینا زیبا به نظر میرسن!

که هنوزم این موجودات وجود دارن تا آدمای مفید به چشم بیان

اونا مثل به تفریح به چشم میان

یه تفریح جالب و خنده دار

حرفاشون،کاراشون،همه چیزشون برام جالبه..

مثل یه کتاب با یه جلد رنگارنگ و قشنگ،اما یه داستان حوصله سر بر و مزخرف. 

روی صندلی گوشه اتاق نشستم و بهشون چشم دوختم

و زیر لب زمزمه میکنم:

"زیبا به نظر میاد!"

 

پ.ن:میخوام قالبو عوض کنم یه چند وقت دیگه..اگه ایده ای دارید برای رنگش بگید:^)

  • Astral

یه لیست از چیزایی که میخوای توی زندگیت بهشون برسی بنویس.

1.طراح لباس شدن و راه اندازی یه برند خوب

2. راه اندازی یه موسسه خیریه برای بچه های بی سرپرست

3. مستقل شدن

4. داشتن یه خونه‌ی مجردی

5. دیدن فرانسه،انگلیس،کره،ایتالیا و..

6. اجرای تمام قول هایی که دادم به یکی

7. درمان افسردگیم

8. خریدن یکی از آلبوم های بی تی اس:")

9. خریدن یه کارتن پر نودل و لواشک")

10. یه روز تنهایی بیرون رفتن..

11. نوشتن یه کتاب

12. یک روز رفتن به خیابون انقلاب و جارو زدن کل اونجا..

13. یه روز برم بازار و هرچی دستم رسید و خوشم اومد بخرم صرف نظر از قیمتش!

14. غلبه به ترس از تاریکی

15. انسانی تاثیر گذار،مثبت،با تحمل،صبور و پر انرژی بودن

16. و در آخر..خوشبخت و آزاد بودن:)

پ.ن:شک نکنید از اینا زیاد تر هم هستن..فقط من یادم نیست

چیزی بود بازم انتشار میزنم

  • Astral

چه زمانی توی زندگیت از ته دلت احساس خوشحالی کردی؟

 

خوشبختانه لحظات زیادی بودن که من توشون واقعا از ته دل خوشحال بودم و شادی واقعی رو حس کردم.

و همه‌ی اون لحظات رو مدیون یک نفر هستم.

راستش اون لحظات انقدر زیادن که نمیدونم از کدوم باید نام ببرم..

ولی خب،فکر کنم حس خوبی باشه که یه روح اشتراکی داشته باشی،و اون همیشه مراقبت باشه نه؟کسی که دوست داشته باشه همیشه بخندی و حال خوب تورو به خودش ترجیح میده 

من توی اون لحظات واقعا احساس خوشحالی کردم،توی روزی که فهمیدم روحم یه همدم واقعی داره. 

نمیدونم براتون چطوری باید توضیحش بدم راستش خوشم نمیاد راجب این موضوع اینجا خیلی حرف بزنم ولی خب توی تمومی لحظه هایی ک اون آدم پیشم بود من خوشحال بودم فکر کنم¿

امیدوارم بفهمید چی میگم:"😂🤍

پ.ن:محض اطلاع اون آدم مخاطب خاصم نیست ذهن های کثیفتون رو جمع کنید=/XD چرا هروقت یکی اینطوری راجب کسی حرف میزنه یه سریا باید فکر کنن حتما داره راجب مخاطب خاصش یا عشقش حرف میزنه؟"-"

+کامنت ها رو میبندم چون نباشن سنگین ترن'-' اصن از اولش چرا بازشون گذاشتم ودف😐😂

  • ۰۸ آذر ۰۰ ، ۱۱:۴۴
  • Astral

 

خب این چالش همونطور که میدونید خیلی محبوب شده و منم دیگه نتونستم مقاومت کنم گفتم منم برم اینو..

این چالش زیبا از وب هیونگ محترممهD:

منبع

باشد که خداوند بمن توانی دهد که تا آخر ادامش بدم:")

null

~روز اول:

_درباره ده سال بعدت بنویس. چه کسایی توی زندگیتن؟ چه شغلی داری؟ چه عاداتی خواهی داشت؟ توی اوقات فراغتت چیکار میکنی؟ کجا زندگی میکنی؟

اونموقه من ۲۵ سالمه..واو!تصور یه چومی ۲۵ ساله و قیافش و رفتار هاش و سلیقه هاش یه کوچولو برام سخته چون من در گذر زمان زیاد تغیر کردم یونو؟

ولی خب..

من هنوز یه دختر قد بلند با موهای مشکی و چشمای عسلی و رفتار هایی عجیب و عصابی داغان خواهم بودXD

احتمالا طراح لباس و عکاس شده باشم و یا برند خودمو زدم یا دارم توی شرکت ها و برند های دیگه کار میکنم 

هرروز میرم عکاسی میکنم،از مردم،از خیابون ها،از هر چیزی که واقعی تره!

بعد از پایان ساعت های کاریم همراه با کسی که الان و بی شک اونموقه هم بازم کنارمه میریم یه کافه گرم و کوچیک و قشنگ با دکور چوبی که بوی عود میده و باهم کیک شکلاتی و قهوه میخوریم و راجب روزمون صحبت میکنیم و من همش غر میزنم که خیلی خسته میشم و اون میگه کم نق بزن و دعوام میکنهD":

بعدش میریم کتابخونه مثل هرروز 

و شب..خب اگه همخونه باشیم تا صبحش فیلم میبینیم و من طبق معمول وسط فیلم خوابم میگیره:" یا اگرم نبودیم که با غمی فراوان میگیم نخود نخود هرکه رود خانه خود:")😂💔

واقعا یکی از بزرگترین هدف هام نگه داشتن این آدم توی زندگیمه

و..بی شک آدمای فیک رو از زندگیم پرت کردم بیرون،جرعت و جسارت و توانایی نه گفتن رو به طور کامل کسب کردم 

دیگه از تاریکی نمی‌ترسم 

دیگه زود اشکم در نمیاد

دیگه زود از کوره در نمیرم

دیگه چومی بزرگ شده:)

توی اوقات فراغتم بی شک میرم کتابخونه با همون اصکل مورد نظرXD :")

یا میرم تو پرورشگاه ها برای بچه ها کادو میخرم و باهاشون ساعت ها بازی میکنم..

گفته بودم من میمیرم برا بچه ها؟؟")

توی تهران زندگی میکنم،شایدم خارج..معلوم نیست¿ اگه اونور باشم بی شک یا توی لندن زندگی میکنم یا فرانسه 

اگرم نشد که..تهران") توی یکی از اون محله های آروم و قشنگ و تمیز

دوست دارم خونم نزدیکای خیابون ولیعصر باشه:"))اونجا قشنگ ترین جای تهرانه بنظرم 

و..هنوز عاشق و مست بارونم،هنوز دیوونه‌ی پنیر پیتزا و لواشک های ترش و ملسم 

هنوز با دیدن برف چشمام برق میزنن 

هنوز یه آرمی ام:) و هنوز هالزی،تیلور سوییفت،سلنا،سم اسمیت و مارگو رابی رو تحسین میکنم و عاشقشونم!

هنوز هنذفریم همیشه از گردنم آویزونه

هنوز یه دختر ساده ام که به همه لبخند میزنه=)

من هنوز چومی ام.. ~ دختری با موهای موج موجی=)XD

  • Astral

 

!You deserve love

_یه عوضی ام

_آدمی مثل من چه ارزشی برای کسی داره؟

_اونا بهم میگن منفور پس از خودم متنفر میشم

_من فرق دارم و این فرق باعث میشه مزخرف به نظر بیام!

_من کثیف و پست و مسخره‌ام

[چطوره یکم صبر کنی؟]

بهتره با این سوال شروع کنیم که تو چرا به وجود اومدی؟

 

تو صرفا یه مشت اسپرم هستی؟که اومده دنیارو اشغال کنه و به گند بکشه؟

 

خب باشه تو ایراد های زیادی داری ولی تو کی هستی؟!

 

مسئول افکار دیگران؟نگهبان زندگی و خواسته ها و نخواسته های اون ها یا فرشته‌ی بر آورده کردن توقعاتشون¿

خب من جدن مشکلی ندارم اگه در مورد خودت اینطوری فکر میکنی ولی اجازه نمیدم دنیا،اطرافیان و خودت را یا این عقیده به سمت دره نابودی بکشونی!

وقتی به دنیا اومدن سرنوشت،زندگی،تقدیر،شانس،فرصت،و یا هر چیزی ک تو اسمش رو میزاری برای تو بسته شد

و تو رسما شدی شخصیت اصلی زندگیت

کلیشه نیست این یه حقیقته که چشمات میتونن ببینش 

اینکه تو اصلی ترین شخص زندگیتی،نه زندگی دوستت نه زندگی پدرت نه مادرت نه همسایه و نه عمه هات!

به دنیا اومدی تا چند صباحی رو بگذرونی و زندگی کنی که کاری ندارم گاهی واقعا با دستای خودت نابودش میکنی..شانسی که بهت داده شده رو گاز میزنی و مث یه آشغال دور میندازی.این بحثش جداست،باشه؟فعلا میخوایم راجب این حرف بزنیم که چرا فکر میکنی نظر همه باید راجبت مثبت باشه 

حتی اگه همه‌ی دنیا منهای یک نفر دوستت داشته باشن تو بازن غر میزنی و توقع داری اون یک نفر هم دست به ستایشت بلند کنه و با تمامی اخلاق هات و بُعد های مختلفت موافق باشه.

اینو یاد بگیر که آدما افکارشون باهات فرق داره معیار هاشون باهات فرق داره نوع فکر کردنشون،گذشتشون،حال و آیندشون و درد هاشون هم با تو فرق داره!!!

"فرق داره!"

تو کثیف نیستی

تو هیولا نیستی

تو آشغال نیستی

تو مایه‌ دردسر نیستی

تو یه مشکل نیستی

تو زشت نیستی

تو جنده نیستی

تو حرومزاده نیستی 

تو احمق نیستی

نیستی نیستی و نیستی!!

میدونی تو چی هستی؟یه انسان که نمیتونه کل سیاره زمین رو از خودش راضی نگه داره:)

یه انسان که گاهی بهترین های زندگیش هم ممکنه فکر کنن عوضیه..

ولی بهت قول میدم اون بهترین ها اگه تورو باور میداشتن با ورژن عوضیت هم کنار میومدن.

تا کی قراره قلب عزیزانت رو بخاطر زدن این حرف ها به خودت به درد بیاری تا کی قراره اشک هاشون رو از این تلخ تر کنی تا کی قراره فکر کنی انسان ها میتونن روی شخصیت تو اسم بزارن؟

تا کی؟! چطور به خودت اجازه میدی به انسانی که حتی تورو نمیشناسه توانایی این رو بدی که بهت بگه چی هستی و چی نیستی؟

اون انسان حتی میتونه پدرت باشه

میتونه مادرت باشه

میتونه دوستت باشه میتونه دوست پسر یا دوست دخترت باشه!

تو یه انسانی...کی قراره اینو بفهمی؟ :)

کی قراره بفهمی که میشه یکی همینطوری عاشقت بود؟

میشه با موهای وز و زمختت عاشقت بود

میشه با صورت چال و چوله دارت عاشقت بود

میشه با قد کوتاه و صدای جیغ جیغوت عاشقت بود

میشه با عصاب خراب و به قول خودت سگیت عاشقت بود

میشه با خشک و منطقی بودنت عاشقت بود

کی قراره اینو بفهمی؟که یکی پیدا میشه تا همه‌ی اینارو باهم بپرسته 

کی قراره بفهمی که تعداد ماسک هایی که برای فرار از دست قضاوت ها زدی داره تورو تو خودش میبلعه؟!

پس کی میخوای بفهمی..؟ :)

کی؟تا کی باید اشک بریزه و بهت بگه میپرستت همینطوری که هستی؟

تا کی باید بهت بگم؟..

تا کی باید بگه با همین نقص ها بهترین آدمی هستی که دیده؟

تا کی باید بگم؟..

تا کی باید بگه که تو یه انسانی و انسان ها لایق محبت و عشق ورزیدن هستن!

تا کی باید بهت بگم:)؟

با آخرین قطره های اشکم میخوام بگم که.. 

تو آدم بدی نیستی! تو یه مشکل نیستی..نیستی! :)

تو فقط داری زندگیت رو میکنی..

 

 

 

+مخاطب پست؟همه! همه..

 

  • Astral

پسرا...رفتن کنسرت هری...هری استایلز")))

رفتن کنسرتش..

همین چند دقیقه پیش‌تموم شد!

پسرام رفتن کنسرت هرییییییییییی

البته فقط مکنه لاین و هوسوک رفتن") تهکوک هم مومنت دادن..

دیدیننن؟")))حق ندارم بزنم خودمو از پنجره پرت کنم‌پایین؟؟؟

کمکم کنید:)

فقط اومدم عرامو خالی کنم برم..

 

ایثننثسححسسنستش"))تهکوکم...

 

خداحافظ ای شعر شب های روشن..

 

نه نه نه من اصلا گریه نمیکنم..حالم خوبه

فقط طوری که تهکوک همو بغل کردن")و استایل جیمین شی..

و هوسوکی ک داره ازشون فیلم‌میگیره مثل یه مادر..

بااای🤚

 

بیاید اینارم ببینید.. ")

 

دانلود ویدیو

این دوتا پوفیوز مست کردن یه چیزیشون هست زیادی دارن قر میدن=/:)

 

دانلود ویدیو

نیتنیتینینینینتیی"))

دارم نمیتونمممم!

 

  • Astral

میدونم شور پست گذاشتن و دارم در میارم‌ و..متأسفم

اما میشه بیاین سخن بگیم؟حوصلم سر رفته و کسل شدم:)

و ازتون یه سوال دارم..

چیکار باید بکنیم تا دلمون کمتر تنگ شه؟روشی براش هست؟

مثلا روشی برای اینکه کمتر به این فکر کنی که داری از شدن دلتنگی یخ میزنی

و بی حوصله‌ی بی حوصله میشی

شماها چیکار میکنید تو اینطور مواقع؟

  • Astral

Now I lay me down to sleep

حالا دراز میکشم تا بخوابم

I pray that Lord,my soul to keep 

به درگاه خدا دعا میکنم تا از روحم محافظت کنه

If shall die before I wake

اگه قراره قبل از بیدار شدن بمیرم 

I pray that Lord,my soul to take 

به درگاه خدا دعا میکنم تا روحم رو پیش خودش ببره

I,I keep record of the wreckage my life

من،من یه نسخه از خرابکاریا و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم

I gota recognize the wapon in my mind

من باید اسلحه های توی ذهنمو بشناسم

They talk shit bushI love it every time

اونا مزخرف میگن،اما من هر بار عاشق این مزخرفات میشم

and I realize

و من میفهمم که

!I've tested blood and it is sweet

من قبلا خون رو مزه کردم و شیرینه!

I've had the rug pulled beneath my feet 

کسایی بودن که پشتمون خالی کردن

I've trusted lies and trusted men

به دروغ ها و به مرد ها اعتماد کردم

Broke down and put myself back together again

شکستم و داغون شدم ولی تونستم دوباره روی پاهام بایستم

Stared in the mirror and punched it to shatters

به آیینه زل زدم و با مشت خوردش کردم

Collected the pieces and picked out a dagger

تیکه هارو جمع کردم و یه خنجر در آوردم 

I’ve pinched my skin in between my two fingers

پوست خودمو با دوتا انگشت هام نیشگون گرفتم

And wished I could cut some parts off with some scissors

و آرزو میکردم کاش میتونستم یه جاهاییش رو با قیچی ببرم

Come on, little lady, give us a smile

بجنب خانوم کوچولو یه لبخند واسمون بزن

No, I ain’t got nothin’ to smile about

نه،من هیچی ندارم که بخوام بابتش لبخند بزنم

Igot no one to smile for, I waited a while for

من کسی رو ندارم که واسش لبخند بزنم،یه مدتی میشه که

 A moment to say I don’t owe you a goddamn thing

منتظر اون لحظه ام که بگم من هیچ کوفتی به شماها بدهکار نیستم!

 I,I keep a record of the wreckage in my life

من،من یه نسخه از خرابکاریا و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم 

I gotta recognize the weapon in my mind

من باید اسلحه های تو ذهنمو بشناسم

The talk shit, but I love it every time

اونا مزخرف میگن،اما من هر بار عاشق این مزخرفات میشم

And I realize

I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night

من یه رویای شیرین نیستم،بلکه یه شب جهنمی ام

That I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night 

که من یه رویای شیرین نیستم بلکه یه شب جهنمی ام

No, I won’t smile, but I’ll show you my teeth

نه من نمیخندم ولی دندونامو بهت نشون میدم

And I’ma let you speak, if you just let me breathe

و میزارم تو صحبت کنی،اگه فقط بزاری من نفس بکشم

I’ve been polite, but won’t be caught dead

من تموم این مدت مودب بودم،ولی این دلیل نمیشه یه مرده به حساب بیام

Lettin’ a man tell me what I should do in my bed

که اجازه بدم یه مرد بهم بگه تو تخت خوابم باید چیکار کنم

Keep my exes in check in my basement

دوستای قبلیمو توی زیر زمین تو آب نمک میخوابونم

‘Cause kindness is weakness, or worse, you’re complacent

چون مهربونی یه ضعفه و بدتر،توام از خود راضی هستی

I could play nice or I could be a bully

من هم میتونم مهربون باشم،هم میتونم یه قلدر باشم

I’m tired and angry, but somebody should be

من خسته و عصبانی ام،حداقل یه نفر باید اینطوری باشه

Come on, little lady, give us a smile

بجنب خانوم کوچولو،یه لبخند واسمون بزن

No, I ain’t got nothin’ to smile about

نه،من هیچی ندارم که بخوام بابتش لبخند بزنم

I got no one to smile for, I waited a while for

من کسی رو ندارم که واسش لبخند بزنم،یه مدتی میشه که

A moment to say I don’t owe you a goddamn thing

منتظر اون لحظه ام که بگم من هیچ کوفتی به شماها بدهکار نیستم!

I, I keep a record of the wreckage in my life 

من،من یه نسخه از خرابکاریا و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم

I gotta recognize the weapon in my mind

من باید اسلحه‌ی توی ذهنمو بشناسم

they talk shit but I love it every time

اونا مزخرف میگن،ولی من هر بار عاشق این مزخرفات میشم 

And I realize

و من میفهمم

Someone like me can be a real nightmare, completely aware

یکی مثل من میتونه یه کابوس واقعی باشه،کاملا هوشیار باشه

But I’d rather be a real nightmare, than die unaware, yeah

اما من ترجیح میدم یه کابوس واقعی باشم تا اینکه بدون آگاهی بمیرم!

Someone like me can be a real nightmare, completely aware

یکی مثل من میتونه یه کابوس واقعی باشه،کاملا هم هوشیار 

But I’m glad to be a real nightmare, so save me your prayers

اما من خوشحالم که یه کابوسم،پس دعاهاتو واسه من نگه دار

 I,I keep a record of the wreckage in my life 

من،من یه نسخه از خرابکاریا و و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم

I gotta recognize the weapon in my mind

من باید اسلحه های تو ذهنمو بشناسم

thet talk shit, but I love it every time

اونا مزخرف میگن ولی من هر بار عاشق این مزخرفات میشم

And I realize

و من میفهمم 

I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night

من یه رویای شیرین نیستم،بلکه یه شب جهنمی ام

That I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night

که من یه رویای شیرین نیستم،بلکه یه شب جهنمی ام..

null

 
bayan tools Halsey Nightmare
دانلود موریک
  • Astral

از اونجایی که زیادی ترند شده گفتیم ماعم بزاریم،چی میشه مگه¿

تشریف ببرید به لینک زیر و بگید دوست دارید توی زندگی بعدی باهاتون چه نسبتی داشته باشم

همتون میگید هااا وگرنه بازم دعا میکنم سوسک بره تو شورتتون!!

حتی اگه تازه آشنا شدیم هم بگید:"

کلیک

میدونم نهایتا دوتا دونه به دستم میرسه ولی خب..اصکلی شاخ و دم ندارد._.

+تعداد قابل توجهی نیستن ولی خب خیلی خوشحالم کردن*-*

من الان جوابارو گذاشتم ولی هرکی‌ نگفته و خواست بگه دوباره آپ میکنم جوابارو:>

جواب ها:

خواهر بزرگترم یا مامانم*-*|:

جواب:خب تو آنیمایی!فقط اون پوکر اینطوری :| میدهXD

مامانت که هستم،تو زندگی بعدی هم میشمممم*-*

دوس دارم خواهر شیم

جواب:چرا که نه؟میتونیم الان هم باشیم^^

دوست صمیمیت که بتونه بهت کمک کنه وقتایی که افسرده و ناراحتی...

جواب: باشه ولی این حجم از خوب بودن تویی که نمیدونم کی هستی خیلی خوب بود برام:)

نمیدونم کی ای ولی منم دوست دارم همینطور باشم برات!

شوهر خواهرت"-"

جواب: شما بیا بگو کی هستی ببینم صلاحیت شوهر خواهرم شدن رو داری یا خیر جناب"-"\

من خواهرمو دست هر کسی نمیدم داوش!

میخوام پارتنرت باشم لنتییی: اصن نیمه گم شده خودمی تو عخش منی یونو؟TT

جواب: منم میخوام پاتنرت باشم خو عبضییی")) لاب یو اصن

(مدیونید فکر کنید این خودمم..کسی جز خودم میتونه باشه؟فقط منم که انقدر خودمو دوست دارم خو*-* فرد ایده آل زندگیم خودمم بو خودا)

هرچی تو بخوای😂😂😂

جواب:شما تشریف بیار بگو کی میباشی بهت بگم چی میخوام خو:>😂

هم خونه ایت: باهم پارتی بگیریم :)

جواب: نیمیمینیینیننییننییی موافقممم جوننن:")) بعد خونه کلش بهم ریخته بشه و هیچکدوم کونشو نداشته باشیم جمعش کنیم")

هم مدرسه ای

جواب: خیلی هم عالی و شیک و مجلسی"-"

همسایت"-" برات آش رشته میارم"^"

جواب: وااای من عاشق اینطور همسایه هاعم:]]] آشت لطفا پیاز داغ و سیر داغش زیاد باشه هااا:))

همسایه ی دیواز به دیوار😂😂😑

جواب: پس میخوای اونه بغلیم باشی و هرشب از سر صدا هایی که میکنم و داد و بیداد هام سر درد بگیری😔😂ولی نه جدن من همسایه خوبی ام*-*

همین که الان هستم😏

جواب: الان چی هستید بانو؟:")

هیونگت باشم بازم"^" ولی ایندفعه توی هاگوارتز:

جواب: سلینننن"))) وای فاااخ خیلی به شدت موافقم..هاگوارتزززㅠㅠ

من میشه بشم هرمیون و تو هری؟:> یا من رون و تو هری یاایتیتیتتیتیا

کسی که با ماشین زیرت میکنه

جواب: چرا حس میکنم تو پریایی؟

عشقم..احساساتی که بهم داری رو ستایش میکنم،خیلی قشنگن یونو؟ ")

گلکسی ارمی رو ... زیاد نمیشناسم ... حتی فکر نمیکنم تا حالا باهم صحبت هم کرده باشیم ... اما معدود افرادی هستن که من توی فضای مجازی خیلی براشون اکلیل میریزم و از نظرم شخصیت های دوست داشتنی ای دارن ؛ و تو یکی از اونایی *-* واقعا دلم میخواد میتونستیم دوست های نزدیکی باشیم ... هرچند تو همین بیان نیستیم و نخواهیم شد ... ولی به هر حال ... فایتینگ *-* 💜

جواب: و..می‌رسیم به توی کیوتتت که بدجور سافتم کردی:))چطور آدمی مثل تو فالوور من بوده و من تاحالا باهاش حرف نزدم؟!!

و منو هم اکلیلی کردی با این پیامت خببب)))

ببینید من اصلا آدمی نیستم که بخوام سرد باهاتون برخورد کنم یا ازتون دوری کنم..اگه دیدید اینکه دوست باشیم خوشحالتون میکنه بهم بگید!

شماهم بیا بگو کی هستی که هم تو بیان دوست بشیم و هم تو زندگی بعدی،هوم¿

یه کافه کوچیک تو این خیابونای بارونی دارک اکادمیایی تصور کن...تصور کردی؟"-" اوکی حالا فکر کن خودت تو اون کافه کار میکنی و یه نفر که اومده اونجا کاپوچینو بگیره باهات دوست شده"-" اون منم"-"\ نیو فرند خودمی اصلا به کسی نمیدمت"-"

جواب: بیا بغلم زنیکه‌ی خر")))

هقققق این خیلییییی قشنگ بود خیلی..من آرزومه توی یه کافه توی همچین خیابونی کار کنم:) و توی کاپوچینو  بیای ازم یه کاپوچینو بگیری!

کیوت خر

منم به کسی نخواهم داد تورا"-"!

 

خب‌..مرسی از کسایی که به حرفم گوش دادن و جواب دادن:">

و قهرم با کسایی که ندادن..

حالا بیاید بگید کی بودید:")

 

 

 

 

 

 

 

  • Astral
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان