سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سیاهچاله ارغوانی

اینجا زمان بی‌معنیه، بیاید غرق در دنیای رنگ‌ها بشیم.

سلام خوش آمدید

۱۲ مطلب در آبان ۱۴۰۰ ثبت شده است

پسرا...رفتن کنسرت هری...هری استایلز")))

رفتن کنسرتش..

همین چند دقیقه پیش‌تموم شد!

پسرام رفتن کنسرت هرییییییییییی

البته فقط مکنه لاین و هوسوک رفتن") تهکوک هم مومنت دادن..

دیدیننن؟")))حق ندارم بزنم خودمو از پنجره پرت کنم‌پایین؟؟؟

کمکم کنید:)

فقط اومدم عرامو خالی کنم برم..

 

ایثننثسححسسنستش"))تهکوکم...

 

خداحافظ ای شعر شب های روشن..

 

نه نه نه من اصلا گریه نمیکنم..حالم خوبه

فقط طوری که تهکوک همو بغل کردن")و استایل جیمین شی..

و هوسوکی ک داره ازشون فیلم‌میگیره مثل یه مادر..

بااای🤚

 

بیاید اینارم ببینید.. ")

 

دانلود ویدیو

این دوتا پوفیوز مست کردن یه چیزیشون هست زیادی دارن قر میدن=/:)

 

دانلود ویدیو

نیتنیتینینینینتیی"))

دارم نمیتونمممم!

 

  • Astral

میدونم شور پست گذاشتن و دارم در میارم‌ و..متأسفم

اما میشه بیاین سخن بگیم؟حوصلم سر رفته و کسل شدم:)

و ازتون یه سوال دارم..

چیکار باید بکنیم تا دلمون کمتر تنگ شه؟روشی براش هست؟

مثلا روشی برای اینکه کمتر به این فکر کنی که داری از شدن دلتنگی یخ میزنی

و بی حوصله‌ی بی حوصله میشی

شماها چیکار میکنید تو اینطور مواقع؟

  • Astral

Now I lay me down to sleep

حالا دراز میکشم تا بخوابم

I pray that Lord,my soul to keep 

به درگاه خدا دعا میکنم تا از روحم محافظت کنه

If shall die before I wake

اگه قراره قبل از بیدار شدن بمیرم 

I pray that Lord,my soul to take 

به درگاه خدا دعا میکنم تا روحم رو پیش خودش ببره

I,I keep record of the wreckage my life

من،من یه نسخه از خرابکاریا و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم

I gota recognize the wapon in my mind

من باید اسلحه های توی ذهنمو بشناسم

They talk shit bushI love it every time

اونا مزخرف میگن،اما من هر بار عاشق این مزخرفات میشم

and I realize

و من میفهمم که

!I've tested blood and it is sweet

من قبلا خون رو مزه کردم و شیرینه!

I've had the rug pulled beneath my feet 

کسایی بودن که پشتمون خالی کردن

I've trusted lies and trusted men

به دروغ ها و به مرد ها اعتماد کردم

Broke down and put myself back together again

شکستم و داغون شدم ولی تونستم دوباره روی پاهام بایستم

Stared in the mirror and punched it to shatters

به آیینه زل زدم و با مشت خوردش کردم

Collected the pieces and picked out a dagger

تیکه هارو جمع کردم و یه خنجر در آوردم 

I’ve pinched my skin in between my two fingers

پوست خودمو با دوتا انگشت هام نیشگون گرفتم

And wished I could cut some parts off with some scissors

و آرزو میکردم کاش میتونستم یه جاهاییش رو با قیچی ببرم

Come on, little lady, give us a smile

بجنب خانوم کوچولو یه لبخند واسمون بزن

No, I ain’t got nothin’ to smile about

نه،من هیچی ندارم که بخوام بابتش لبخند بزنم

Igot no one to smile for, I waited a while for

من کسی رو ندارم که واسش لبخند بزنم،یه مدتی میشه که

 A moment to say I don’t owe you a goddamn thing

منتظر اون لحظه ام که بگم من هیچ کوفتی به شماها بدهکار نیستم!

 I,I keep a record of the wreckage in my life

من،من یه نسخه از خرابکاریا و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم 

I gotta recognize the weapon in my mind

من باید اسلحه های تو ذهنمو بشناسم

The talk shit, but I love it every time

اونا مزخرف میگن،اما من هر بار عاشق این مزخرفات میشم

And I realize

I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night

من یه رویای شیرین نیستم،بلکه یه شب جهنمی ام

That I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night 

که من یه رویای شیرین نیستم بلکه یه شب جهنمی ام

No, I won’t smile, but I’ll show you my teeth

نه من نمیخندم ولی دندونامو بهت نشون میدم

And I’ma let you speak, if you just let me breathe

و میزارم تو صحبت کنی،اگه فقط بزاری من نفس بکشم

I’ve been polite, but won’t be caught dead

من تموم این مدت مودب بودم،ولی این دلیل نمیشه یه مرده به حساب بیام

Lettin’ a man tell me what I should do in my bed

که اجازه بدم یه مرد بهم بگه تو تخت خوابم باید چیکار کنم

Keep my exes in check in my basement

دوستای قبلیمو توی زیر زمین تو آب نمک میخوابونم

‘Cause kindness is weakness, or worse, you’re complacent

چون مهربونی یه ضعفه و بدتر،توام از خود راضی هستی

I could play nice or I could be a bully

من هم میتونم مهربون باشم،هم میتونم یه قلدر باشم

I’m tired and angry, but somebody should be

من خسته و عصبانی ام،حداقل یه نفر باید اینطوری باشه

Come on, little lady, give us a smile

بجنب خانوم کوچولو،یه لبخند واسمون بزن

No, I ain’t got nothin’ to smile about

نه،من هیچی ندارم که بخوام بابتش لبخند بزنم

I got no one to smile for, I waited a while for

من کسی رو ندارم که واسش لبخند بزنم،یه مدتی میشه که

A moment to say I don’t owe you a goddamn thing

منتظر اون لحظه ام که بگم من هیچ کوفتی به شماها بدهکار نیستم!

I, I keep a record of the wreckage in my life 

من،من یه نسخه از خرابکاریا و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم

I gotta recognize the weapon in my mind

من باید اسلحه‌ی توی ذهنمو بشناسم

they talk shit but I love it every time

اونا مزخرف میگن،ولی من هر بار عاشق این مزخرفات میشم 

And I realize

و من میفهمم

Someone like me can be a real nightmare, completely aware

یکی مثل من میتونه یه کابوس واقعی باشه،کاملا هوشیار باشه

But I’d rather be a real nightmare, than die unaware, yeah

اما من ترجیح میدم یه کابوس واقعی باشم تا اینکه بدون آگاهی بمیرم!

Someone like me can be a real nightmare, completely aware

یکی مثل من میتونه یه کابوس واقعی باشه،کاملا هم هوشیار 

But I’m glad to be a real nightmare, so save me your prayers

اما من خوشحالم که یه کابوسم،پس دعاهاتو واسه من نگه دار

 I,I keep a record of the wreckage in my life 

من،من یه نسخه از خرابکاریا و و تباهی های تو زندگیم نگه داشتم

I gotta recognize the weapon in my mind

من باید اسلحه های تو ذهنمو بشناسم

thet talk shit, but I love it every time

اونا مزخرف میگن ولی من هر بار عاشق این مزخرفات میشم

And I realize

و من میفهمم 

I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night

من یه رویای شیرین نیستم،بلکه یه شب جهنمی ام

That I’m no sweet dream, but I’m a hell of a night

که من یه رویای شیرین نیستم،بلکه یه شب جهنمی ام..

null

 
bayan tools Halsey Nightmare
دانلود موریک
  • Astral

از اونجایی که زیادی ترند شده گفتیم ماعم بزاریم،چی میشه مگه¿

تشریف ببرید به لینک زیر و بگید دوست دارید توی زندگی بعدی باهاتون چه نسبتی داشته باشم

همتون میگید هااا وگرنه بازم دعا میکنم سوسک بره تو شورتتون!!

حتی اگه تازه آشنا شدیم هم بگید:"

کلیک

میدونم نهایتا دوتا دونه به دستم میرسه ولی خب..اصکلی شاخ و دم ندارد._.

+تعداد قابل توجهی نیستن ولی خب خیلی خوشحالم کردن*-*

من الان جوابارو گذاشتم ولی هرکی‌ نگفته و خواست بگه دوباره آپ میکنم جوابارو:>

جواب ها:

خواهر بزرگترم یا مامانم*-*|:

جواب:خب تو آنیمایی!فقط اون پوکر اینطوری :| میدهXD

مامانت که هستم،تو زندگی بعدی هم میشمممم*-*

دوس دارم خواهر شیم

جواب:چرا که نه؟میتونیم الان هم باشیم^^

دوست صمیمیت که بتونه بهت کمک کنه وقتایی که افسرده و ناراحتی...

جواب: باشه ولی این حجم از خوب بودن تویی که نمیدونم کی هستی خیلی خوب بود برام:)

نمیدونم کی ای ولی منم دوست دارم همینطور باشم برات!

شوهر خواهرت"-"

جواب: شما بیا بگو کی هستی ببینم صلاحیت شوهر خواهرم شدن رو داری یا خیر جناب"-"\

من خواهرمو دست هر کسی نمیدم داوش!

میخوام پارتنرت باشم لنتییی: اصن نیمه گم شده خودمی تو عخش منی یونو؟TT

جواب: منم میخوام پاتنرت باشم خو عبضییی")) لاب یو اصن

(مدیونید فکر کنید این خودمم..کسی جز خودم میتونه باشه؟فقط منم که انقدر خودمو دوست دارم خو*-* فرد ایده آل زندگیم خودمم بو خودا)

هرچی تو بخوای😂😂😂

جواب:شما تشریف بیار بگو کی میباشی بهت بگم چی میخوام خو:>😂

هم خونه ایت: باهم پارتی بگیریم :)

جواب: نیمیمینیینیننییننییی موافقممم جوننن:")) بعد خونه کلش بهم ریخته بشه و هیچکدوم کونشو نداشته باشیم جمعش کنیم")

هم مدرسه ای

جواب: خیلی هم عالی و شیک و مجلسی"-"

همسایت"-" برات آش رشته میارم"^"

جواب: وااای من عاشق اینطور همسایه هاعم:]]] آشت لطفا پیاز داغ و سیر داغش زیاد باشه هااا:))

همسایه ی دیواز به دیوار😂😂😑

جواب: پس میخوای اونه بغلیم باشی و هرشب از سر صدا هایی که میکنم و داد و بیداد هام سر درد بگیری😔😂ولی نه جدن من همسایه خوبی ام*-*

همین که الان هستم😏

جواب: الان چی هستید بانو؟:")

هیونگت باشم بازم"^" ولی ایندفعه توی هاگوارتز:

جواب: سلینننن"))) وای فاااخ خیلی به شدت موافقم..هاگوارتزززㅠㅠ

من میشه بشم هرمیون و تو هری؟:> یا من رون و تو هری یاایتیتیتتیتیا

کسی که با ماشین زیرت میکنه

جواب: چرا حس میکنم تو پریایی؟

عشقم..احساساتی که بهم داری رو ستایش میکنم،خیلی قشنگن یونو؟ ")

گلکسی ارمی رو ... زیاد نمیشناسم ... حتی فکر نمیکنم تا حالا باهم صحبت هم کرده باشیم ... اما معدود افرادی هستن که من توی فضای مجازی خیلی براشون اکلیل میریزم و از نظرم شخصیت های دوست داشتنی ای دارن ؛ و تو یکی از اونایی *-* واقعا دلم میخواد میتونستیم دوست های نزدیکی باشیم ... هرچند تو همین بیان نیستیم و نخواهیم شد ... ولی به هر حال ... فایتینگ *-* 💜

جواب: و..می‌رسیم به توی کیوتتت که بدجور سافتم کردی:))چطور آدمی مثل تو فالوور من بوده و من تاحالا باهاش حرف نزدم؟!!

و منو هم اکلیلی کردی با این پیامت خببب)))

ببینید من اصلا آدمی نیستم که بخوام سرد باهاتون برخورد کنم یا ازتون دوری کنم..اگه دیدید اینکه دوست باشیم خوشحالتون میکنه بهم بگید!

شماهم بیا بگو کی هستی که هم تو بیان دوست بشیم و هم تو زندگی بعدی،هوم¿

یه کافه کوچیک تو این خیابونای بارونی دارک اکادمیایی تصور کن...تصور کردی؟"-" اوکی حالا فکر کن خودت تو اون کافه کار میکنی و یه نفر که اومده اونجا کاپوچینو بگیره باهات دوست شده"-" اون منم"-"\ نیو فرند خودمی اصلا به کسی نمیدمت"-"

جواب: بیا بغلم زنیکه‌ی خر")))

هقققق این خیلییییی قشنگ بود خیلی..من آرزومه توی یه کافه توی همچین خیابونی کار کنم:) و توی کاپوچینو  بیای ازم یه کاپوچینو بگیری!

کیوت خر

منم به کسی نخواهم داد تورا"-"!

 

خب‌..مرسی از کسایی که به حرفم گوش دادن و جواب دادن:">

و قهرم با کسایی که ندادن..

حالا بیاید بگید کی بودید:")

 

 

 

 

 

 

 

  • Astral

Cross my heart, hope to die

به جون خودم قسم!

To my lover I'd never lie

هیچوقت به عشقم دروغ نمیگم

 He said be true,I swear I'll try

اون گفت رو راست باش،قسم میخورم دارم تلاشمو میکنم 

In the end,it's him and I 

آخرش اون میمونه و من

!He's out  his head,I'm out my mind

اون دیوونست و من هم به جنون رسیدم!

We got that love,the crazy kind

ما اون عشق رو داریم،نوع دیوانه کنندش رو

I am his,and he is mine 

من مال اونم و اونم برای منه

In the end,is him and I

تهش فقط من و اون میمونیم

 

 
bayan tools Halsey_G-EazyHim&I

دانلود موریک

+گایز من عاشق نشدم باشه؟!فقط این آهنگ هالزی خیلی کراش بود نتونستم مقاومت کنم گفتم باید این تیکشو که به طرز نابود کننده ای روش قفلم رو بزارم"))

یکی نیست بگه بچ ساعت یک شب برو کپه مرگتو بزار نشستی برا من پست میزاری؟!

وقتی فردا صبح از شدت خواب آلودگی چشات باز نمیشدن همو میبینیم:)

عاااو و راستی..اون ترنده رو که رفتید دیگه نه؟🧹

  • Astral

سلام!

چیطورید؟ چخبرا؟

دلم برا اینجا تنگ شده بود

گفتم بیام یکم حرف بزنیم اگه کسی هست

هرکی هس پاشه بیاد سخن بگیم:")♡

 

+خیلی رو مخه که هنوز نصف بیشتر فالوور هاتو نشناسی!

خب آقا پاشید بیاید ببینم کیستین اساتید

نصفتونو نمیشناسم!:"/

یکی هم خصوصی فالو کرده..چرااا؟

..

  • Astral

این اشک ها پایین میریزن چون اونقدر دارمت که دیگه چشمم برای دیدن تمام
"من" ها و "برای من" ها نابینا شده
همه چیز بخاطر تو نیست میشه و این تو و تو هستی؛توئه که منو از نیستی میگیره و زندگی میبخشه

تو خیلی زیادی.

و من به این خاطر گریه میکنم!

به سوختن چوب ها خیره شدم،اینجا خیلی واضح میتونم صدای جیر جیرک هارو بشنوم.

ستاره ها انقدر درخشان و پر نور شدن که انگار دارن میسوزن 

دارن گُر میگیرن

مثل این آتیش..

نفسمو میدم بیرون و به بخاری که از بین لبام خارج میشه نگاه میکنم.

اینجا هوا خیلی سرده ولی من عاشق سرما ام 

یادته نه؟یادته چه آرزویی کردیم آره؟

آرزو کردیم وقتی یه روز همه چیز درست شد و دیگه دردی نبودی باهم زیر آسمون سیاه و پر ستاره بشینیم و درحالی که لیوان چایی گرممون رو بین انگشت های یخ زده و قرمز شدمون فشار میدیم به صدای سوختن آتیش گوش کنیم و منتظر بارون بمونیم

و بعد که بارون اومد تو سردت بشه و خودتو توی بغلم جمع کنی.

چه آرزوی قشنگی..نه؟

گفتی بهت حس امنیت میدم،کنار من حس امنیت میکنی و منتظر روزی که بتونی بغلم کنی میمونی.

حالا من اینجا کنار این آتیش داغ نشستم،سرما هست،آسمون سیاه پر ستاره هست

ولی درد هم هنوز هست!

گفتی منتظر بمونم؛من منتظرم،منتظر روزی که تو با چشم هایی که خط شدن به کارایی که با تموم وجود برای خندیدنت انجام میدم بخندی.

حالا من اینجا هستم ولی هنوز اون روز نرسیده

ستاره ها داغ تر از هر وقتی شدن و انگار طاقتشون به پایان رسیده

هر لحظه بیشتر گرم میشن و به رنگ زرد در میان

ماه رو نگاه میکنم،کامل تر از هر وقتیه.

بنظرت میتونیم بریم به ماه؟

شاید اونجا دردی وجود نداشته باشه نه؟!

اونجا جاذبه ای وجود نداره پس شاید غم کمتر توی سینه هامون سنگینی کنه و،شناور بشه..

بهت گفتم میخوام کل دنیارو نشونت بدم.

تو چی؟میتونی منو به ماه ببری؟

شاید جاذبه‌ی اونجا باعث بشه تموم فکر و خیال هامون بی وزن بشن!

لیوان چای رو نزدیک لبام میکنم؛

سرد شده،و آتیش درحال خاموش شدنه

بازم به آسمون و اون توپ نقره ای رنگ درخشان نگاه میکنم..

شاید یه روز بتونیم به ماه بریم:)

اونوقت میتونم تا ابد آرامش رو مزه مزه کنم.

 

  • ۱۹ آبان ۰۰ ، ۲۱:۲۶
  • Astral

ولی من هر شب و هرروز فکر میکنم که تو کی هستی 

و من کی هستم 

تو هرگز به من جواب ندادی

که من برات چی بودم

و چی هستم

ولی هرچیزی که هستی

حتی اگه یه رهگذر توی پیاده رو های بارونی پاریس 

حتی اگه یه عابر گریون

حتی اگه یه مشاور دلسوز و حتی اگر یه انسان دل رحم هستی 

دستامو بگیر!

اینجا بارون خیلی شدید میباره و باد خیلی تند میوزه

من میترسم گم بشیم

دستامو بگیر

بعدش قول میدم توی برف هم باهات آواز بخونم:)

نمیدونم کی هستی،ولی دستامو بگیر..

دستامو بگیر نجاتم بده،نجاتم بده
(:!من قبل از اینکه سقوط کنم به عشقت نیاز دارم

 

 

Save me,Save me

...Save me me me

 

  • ۱۶ آبان ۰۰ ، ۲۲:۲۹
  • Astral

زیبای بی ادعا،زیبای زلال و شفاف من

تو اولین تماشاگر نمایش بارانی چشم هایم بودی و به آنها عشق ورزیدن

ای زیبای با طراوت..

تو تنها چیزی بودی که به هوای گرفته‌ی صبح عطر طراوت می‌تراوید 

نفس سردت نه تنها ناخوشایند و آزار دهنده نبود

بلکه چه خوشایند بوی آسمان را با خود به زمین می آورد

زیبای بی مانند 

تو اشکی بودی که از چشم غمگین ابر ها به زمین رسید و چه زیبا همدم اشک های دیگر نیز شد.

آب همیشه ماندگار تو تنها واقعه ای بودی که می‌توانست تمامی رنج ها را با خیسی اش بشوید!

و من چه دیوانه وار مست بوی نم دارت شدم:)

چقدر دوست دارم وقتی میباری و به شیشه پنجره‌ ضربه میزنی این معجزه بهشتی رو زمزمه کنم:

I just wanna be happier 

من فقط میخوام خوشحال تر باشم

차가운 날 녹여줘

برای اینکه روز سردمو ذوب کنه

수없이 내민 나의 손

دست های من باز ها به این نتیجه رسیدن که

색깔 없는 메아리

اکو بی رنگه!

Oh this ground feels so heavier 

اوه این زمین احساس سنگینی میکنه

I'm singing by myself 

من برای خودم آواز میخونم

I just wanna be happier 

من فقط میخوام خوشحال تر باشم..

이것도 큰 욕심일까

آیا من خیلی حریص شدم؟!

null

 

+عکس برای یک هفته پیشه..متأسفانه خیلی وقته خبری از این هوای گرفته و بارونی نیست..

+دوست دارم بارون رو بغل کنم،حتما اونم خیلی غمگینه

+این روزا درسا خیلی زیاد شدن،بدنم همش درد میگیره و خسته میشه

سرم درد میگیره 

کم اشتها شدم 

کم میخوابم

کم استراحت میکنن 

و مطمئنم دارم ضعیف و ضعیف تر میشم،همین الانشم حتی دارم از بدن درد میمیرم.

+فردا امتحان جغرافیا داریم و این معلم بی فهم و شعور میخواد چهار تا درس و که هر چهار تاشونم کلی سوال دارن رو به صورت تصویری زنگ بزنه بپرسه!!و من نمیدونم باید چه غلطی کنم..

+پنجشنبه یا جمعه میام یه سری میزنم D:

+با کامنت دادن و حرف زدنتون خوشحالم کنیدD: !

 

 
bayan tools BTSBlue&grey

دانلود موریک

  • Astral

الان که دارید اینو میخونید من نیستم و در دوران درمان افسردگی به سر میبرم:>

پس اگه کامنت دادید دیدید جواب نمیدم بدونید که نیستم و این انتشاره!

null

در تمام طول زندگیم همیشه یه چیز رو مطمئن بودم و برام غیر ممکن بود

اینکه من به افسردگی مبتلا نخواهم شد.

چراش رو نپرسید چون خودم هم نمیدونم..خب من مشکلات زیادی دارم که بخش اعظم اون ها خانوادم هستن

ولی عجیبه که با این وجود هرگز پذیرای مهمان ناخوانده ای به نام افسردگی نبودم!

به خیالم که شاد و بی خیال به زندگی ادامه میدادم و میتونستم با مشکلات بجنگم.

همیشه میخندیدم و بقیه میگفتن وااای تو چقدر پرانرژی‌ای!!

و منم با لبخند ملیحی صحنه رو ترک میکردم..و به خیال خورم همچین آدمی هرگز نمیتونست افسردگی بگیره.

اما میدونید،زندگی عجیبه

در تمام دقیقه هایی که نفس میکشید دنبال اینه که زمین بزنتتون 

دنبال اینه که بلاخره یه جایی نقابی که ساختید رو از روی صورتتون برداره. 

و وای به روزی که این اتفاق بیوفته!..میدونید چی میشه؟نگاهی به آیینه میکنید و میترسید،وحشت میکنید،چون می‌بینید که دیگه از اون آدمِ پر انرژی و شاد چیزی نمی‌تونید ببینید.

و دقیق تر که نگاه میکنید فقط یه سایه می‌بینید که متأسفانه خوده شماست:)!

اون لحظه با خودت میگی: " چی؟من؟نه بابا این که من نیستم..درست میشه این فقط یه مشکل موقته"

ولی نه عزیزم،نه !

اون خود تویی؛اون توی پر انرژیه که حالا یه سایه‌ی سیاه شده.

اون همون آدم دیروزه که داشت بلند بلند قهقهه میزد.و تو حالا مجبوری تحملش کنی

مدت خیلی طولانی ای ممکنه کنارت باشه

باهات راه بره،بشینه،و حتی بخنده!؟

بهت اطمینان میدم که اون خود تویی.اما چرا یه دفعه اینطوری شد؟؟تو که سرشار از حس زندگی بودی!

اون سایه مجموعه‌ای بزرگی از تمام سرکوفت ها،تحقیر ها،رنج ها،شکست ها،اشک ها،تهمت ها،عصبانیت ها و بی پناهی های توعه که پوسته‌ی شاد خودش رو پاره کرده و از دل لایه های از بین رفته‌ی اون متولد شده.

اولش بی شک سعی در قبول نکردنش داری

توی گوگل هزاران مقاله راجب افسردگی میخونی و سعی داری انکارش کنی با وجود اینکه قلبت میدونه تموم اینا خوده تویی.

تا ساعت ۱۱ ظهر توی رختخواب میمونی و اشک می‌ریزی می‌ریزی بالشتت خیس میشه

سرکوفت ها چند برابر میشن و سایه خمیده تر میشه.

باهاش به خشونت رفتار میکنی و توهم حالا بهش سرکوفت میزنی.بهش میگی اگه یکم قوی تر بودی اینطوری نمیشد،اگه بیشتر مراقب بودی به اینجا کارت نمی‌کشید،اگه اگه و اگه..

اما چرا اون باید مقصر باشه؟بهت که گفتم..دنیا بلاخره یه جایی زمینت میزنه

با وجود تمام دارایی های مادی و معنویت!

فرقی نمیکنه چی داری و چی نداری..خانواده ای داری یا نه

آدم ثروتمند و محبوبی هستی یا نه

دنیا این چیزا حالیش نیست عزیزم!تو بلاخره زمین میخوری و صدای شکستنت توی کل دنیا میپیچه.‌

تلاش برای انکار کردنش بهت کمکی نخواهد کرد.این حقیقته

حقیقت اینه که اون سایه تویی

تو اون سایه ای

اون سایه همون دخترک شاد قبله یا اون پسرک قوی چند ماه پیش. 

اگه بخوای باهاش نامهربون باشی و داخل استخون هاش خنجرِ سرکوفت فرو کنی اون تورو داخل خودش میکشه و تو برای همیشه گم میشی!..

این کاری بود که من داشتم انجامش میدادم

من درحال مبارزه با اون سایه بودم،من همه چیزو توی جنگیدن میدیدم میخواستم با همه چیز بجنگم و انکار کنم؛ولی یک روز وقتی اون سایه کنارم نشست و با ناتوانی تمام تو بغلم زار زد متوجه شدم که اون خوده منم

اون به کمکم نیاز داشت

شکسته و ناتوان بود

کمک میخواست...اینو با اشک هاش فریاد میزد!!

پس این شد که دستش و گرفتم و بهش قول دادم باهاش مهربون تر باشم.

کنار خودم خوابوندمش و همراهش گریه کردم‌.ما از طلوع تا غروب گریه میکردیم

و به خودمون لعنت میفرستادیم

سر دنیا فریاد میزدیم و به زمین مشت میکوبیدیم و می‌گفتیم: "چرا من؟"

باهم تو خیابون ها قدم میزدیم و باز هم گریه میکردیم.

و گاهی با بی‌رحمی بغض هامون رو پنهون میکردیم. 

دوست های خوبی شده بودیم،لااقل این از جنگیدن بهتر بود!

از اینکه باهم بجنگیم و به هم ناسزا بگیم..

یک روز دیگه از صبح تا شب توی رختخواب موندن و بی حوصله بودن خسته شدم

رفتم جلوی آیینه و به گودی زیر چشم هام خیره شدم.یاد تموم لبخند هایی که میزدم افتادم و دلم براشون تنگ شد

توی آیینه سایه رو دیدم و به چشمای ماتش خیره شدم.

و زیر لب حقیقت رو زمزمه کردم: "من افسردگی دارم!"

خب آره قبولش کردم و اولش یکم شوکه کننده بود.تموم باور هام از خودم فرو ریخت و جلوی پاهام خاکشیر شد و بهشون پوزخند زدم و کاغذ های دورم رو مچاله کردم و دور انداختم.

ولی آیا این فقط من بودم که شب ها با گریه میخوابید؟

آیا این فقط من بودم که زیر چشم هاش گود میوفتادن و همش بی حال و بی حوصله بود؟

نه! این یه حقیقت محض بود.

دنیا همش دنبال دور زدن ماعه و بهمون لگد میزنه و حالا این بار قرعه به نام من افتاده بود.

باهاش کنار اومدم.اره باهاش کنار اومدم و اعتراف کردم که من یک افسرده ام و نمیتونم از این رختخواب لعنتی بیام بیرون.

خب این اعتراف باعث شد نصف راه رو طی کنم،کنار اومدن با اینکه تو دچار یه بیماری روحی هستی کمی سخته ولی باور کن کمکت میکنه!

توی وجودم یه شاخه خشکیده رو  حس میکردم که درحال رشد بود و داشت به گل م میرسید.

ولی بلاخره توی غروب یک روز دلگیر درحالی که باز هم درحال پاک کردن اثر گریه هام بودم تصمیمم رو گرفتم و شروع به کمک کردن به خودم و اون سایه کردم.

این بار خبری از زخمی کردن دست هام یه ناسزا گفتن به خودم نبود این بار وقت دوباره زندگی کردن بود.من دلم برای اون دختر پر از اشتیاق تنگ شده بود مشتاق ملاقاتش بودم حتی اگه پیکر زخمی شده و خسته‌اش رو از بین یکی از داستان های این دنیا پیدا میکردم!

دست سایه رو گرفتم و بهش قول دادم به خود اصلیش برش گردونم.

اما اینارو چرا گفتم؟

اینارو برای تویی گفتم که داری اینو میخونی و گریه میکنی

زیر چشمات گود افتاده و خسته ای 

قلبت درد میکنه و نمیفهمی چه بلایی داره سرت میاد.

برای تویی که تا ظهر توی رخت‌خواب میمونی و نمیتونی حتی درس بخونی

نمیتونی بری بیرون و با مردم ارتباط برقرار کنی

تویی که داری مدام سرزنش میشی..

تویی که بدنت بی دلیل خسته و بی انرژی میشه و میخوای فقط بخوابی

تویی که بی دلیل گریه میکنی،تویی که خیلی وقته اون سایه رو توی آیینه ملاقات کروی

میخوام بهت بگم تو یک انسان افسرده ای

و این هیچ اشکالی نداره!باور کن که نداره..

گریه هاتو بکن،اشکاتو بریز و به همه ناسزا بگو

و حتی یه چاقو توی استخون های اون سایه فرو کن

اولش همیشه اینطوریه..اولش با انکار شروع میشه

ولی لطفا توی یه غروب نارنجی و دلگیر وقتی داری اثر گریه هاتو از بین میبری تصمیم بگیر دست اون سایه رو بگیری و دوباره به زندگی برگردی

اولش از شدت خستگی نمیتونی کاری کنی بهت قول میدم!

ولی بعدش میبینی که تشنه‌ی این درمانی.. =)

من یک بار زندگی رو گم کردم،دو سال پیش،و یک سال پیش بازم پیداش کردم و حالا بازم در شرف گم کردنش هستم ولی به عنوان کسی که مدتی زندگی کرده بهت میگم که برگرد..چون اون زندگی ارزشش و داره!

افسردگی چیزی نیست که تهش با خودکشی تعریف شده باشه

افسردگی میتونه همین اشکایی باشه ک الان داری می‌ریزی

افسردگی از درون خودت ریشه داره!

پس لطفا،مراقب خودت باش رفیق♡

 

 

  • Astral
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان